کد خبر: 138789741
تاریخ انتشار: یکشنبه 07 آبان 1396
خانه » حواشی » عرفان » استاد انصاریان: پول پرستی، مقام پرستی، اختلاف و درگیری احزاب بالاترین ظلم به جامعه
نسخه چاپی
ارسال به دوستان

به گزارش چی 24 به نقل از عرفان:

دارالعرفان/ محقق، مفسر و پژوهشگر قرآنی گفت: قرآن برای جهانیان منبع معرفت، بینایی و توجه قلبی است، برای کسانی که «لمن شاء منکم ان یستقیم»اند، آنانی که می خواهند ساختمان زندگی‌شان مستقیم و بدون کجی بار بیاید و این ساختمان، راه و روزنه‌ای برای ورود دزدان انسانیت نداشته باشد، سود دنیا و آخرت دارد؛ اما آنانی که نمی‌خواهند، او را به زور وادار نمی‌کند که ساختمان زندگی را مستقیم بار بیاورد؛ چون کار مثبتِ تحمیلی و زوری و اجباری هیچ ارزشی ندارد.

به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل مؤسسه علمی فرهنگی دارالعرفان، استاد حسین انصاریان در سخنرانی خود در مسجد جامع ایلام، اظهار کرد: کلمهٔ عمل که در قرآن کریم و روایات و دعاها زیاد به‌کار گرفته شده، به ‌معنای حرکت است، خود را از ساکن‌بودن‌ درآوردن و به‌سوی اهداف مثبت سِیرکردن است؛ آخرین آیهٔ سورهٔ کهف: «من کان یرجوا لقاء ربه»، کسی که به قیامت آباد امید دارد. لقاء از دیدگاه اهل‌بیت(ع) به‌معنای تماشای با چشم نیست. ظرفیت چشم ما بسیار محدود است و هر حقیقتی را آینهٔ چشم نمی‌تواند در خودش منعکس کند و خطای چشم هم کم نیست. ما در بیابان گرمی پیاده یا سواره در حال حرکت هستیم، اوج تابستان است و آب نداریم، تشنه‌مان است، از دور می‌بینیم که امواج فراوانی از آب روی هم در حرکت است، فکر می‌کنیم 10 ‌کیلومتر دیگر برویم، به این امواج عظیم آب می‌رسیم؛ اما وقتی به آنجا می‌رسیم، می‌بینیم خاک و گرما و موج حرارت است و یک قطره آب هم وجود ندارد. اسم این را پروردگار در قرآن سراب گذاشته است، یعنی یک آب خیالی که اصلاً واقعیت ندارد: «کسراب بقیعة یحسبه الظمان ماء»، تشنه خیال می‌کند آب است، اما خیال او یک خیال بی‌پشتوانه، باطل و بیهوده است. به آنجا می‌رسد و می‌بیند که خیال به او دروغ گفته و درحقیقت، چشم یک دروغی را دیده است.

هرکسی امید دارد که خدا را در قیامت ببیند

وی با بیان اینکه ما نسبت به جهان بالا هم خطای دید داریم، گفت: خورشید در اول طلوعش قابل‌دیدن است و چشم را اذیت نمی‌کند. اندازه‌ای که ما از خورشید می‌بینیم، چه مقدار است؟ یک دایرهٔ نورانی کوچک، درحالی‌که خورشید یک‌ میلیون ‌و ‌دویست ‌هزار برابر کرهٔ زمین است؛ ولی ما وقتی مشرق را نگاه می‌کنیم، خطا می‌بینیم؛ کرهٔ ماه یک‌ ششم زمین حجم دارد و شش‌ برابر کوچک‌تر از زمین است، ما به‌اندازهٔ یک مَجمعهٔ مسی می‌بینیم، این دیدن دروغ است؛ معنی‌ «لقاء» در قرآن این است: هرکسی امید دارد که خدا را در قیامت ببیند.

استاد انصاریان در پاسخ به اینکه مگر حدّ چشم ما چه مقدار است؟ خاطرنشان کرد: ما در یک بیابان مسطح هم بایستیم، وجود مقدس او بی‌نهایت است، چشم ما به قول امیرالمؤمنین(ع) یک پیه زنده است، اندازهٔ یک بند انگشت است بنابراین در نگاه ائمهٔ ما که به همهٔ اعماق قرآن آگاه بودند، «لقاء» یعنی قیامت. آیه می‌فرماید: «من کان یرجوا لقاء ربه»، کسی که واقعاً امید دارد به یک قیامت آباد بی‌دردسر، بی‌مشکل و بی‌سختی برسد، باید حرکت کند.

اجباری در کار خدا نیست  

وی افزود: پروردگار این حرکت را واجب کرده برای کسی که واقعاً به قیامت آباد امید دارد و کسی هم که ندارد، آیهٔ شریفه کاری به کارش ندارد. قرآن مجید دو آیهٔ زیبا مثل بقیهٔ آیاتش دارد، می‌فرماید: «ان هو الا ذکر للعالمین»، این قرآن برای جهانیان منبع معرفت، بینایی و توجه قلبی است، اما برای کسانی که «لمن شاء منکم ان یستقیم»، بخواهند ساختمان زندگی‌شان مستقیم و بدون کجی بار بیاید و این ساختمان، راه و روزنه‌ای برای ورود دزدان انسانیت نداشته باشد، سود دنیا و آخرت دارد؛ اما آن که نمی‌خواهد، او را به زور وادار نمی‌کند که ساختمان زندگی را مستقیم بار بیاورد؛ چون کار مثبتِ تحمیلی و زوری و اجباری هیچ ارزشی ندارد. یک‌نفر را بیاورند و بگویند: نماز بخوان، بگوید: دوست ندارم، خوشم نمی‌آید! می‌گویند: به‌خاطر خدا بخوان. می‌گوید: من خدا را هم نمی‌خواهم! حال دونفر را مأمور کنند و هرکدام دو هفت ‌تیر دو طرف سرش بگذارند و بگویند نماز صبح را بخوان، واِلّا ماشه را می‌چکانیم؛ او هم می‌خواند، هر چند سال هم که او را تهدید کنند، نماز خود را می خواند، اما با اجبار و هیچ ارزشی ندارد؛ «تنهی عن الفحشا و المنکر» هم نیست و به فضای قبولی پروردگار عالم هم نمی‌رسد.

استاد انصاریان با بیان اینکه کاری که انسان انجام می دهد و مثبت است، باید آن کار را معرفت، همت و عشق بدرقه کند، گفت: من اگر بفهمم که پروردگار من با ساختن این جهان و در اختیار من قراردادن یک قطعهٔ کرهٔ زمین و همهٔ نعمت‌هایش شایستهٔ تشکر است، باید همت بدرقه نمازی باشد که می خوانم، یعنی من یک نماز با ارادهٔ قویِ درست و باحال و باحوصله و باادب و وقار بخوانم.

اگر معرفت نباشد، نماز برای مجهول ارزشی ندارد

وی افزود: اگر معرفت نباشد، نماز برای مجهول ارزشی ندارد و اگر همت نباشد، مثل مرغی که گرسنه‌اش است و به‌سرعت با نوکش دانهٔ ارزن جمع می‌کند، یک نمازی است که کل آن به همدیگر گره خورده است؛ پیغمبر(ص) می‌فرمایند: این نماز فاقد ارزش است و کاری برایت انجام نمی‌دهد، باطل هم هست و در قیامت هم جزء گروه بی‌نمازان دستگیر خواهی شد.

استاد انصاریان گفت: عبادت اول باید با معرفت آمیخته باشد؛ بفهمم که وجود مقدس خالقِ من شایستهٔ عبادت است، به‌خاطر خالق‌بودنش، رزاق‌بودنش، رحیم‌بودنش، کریم‌بودنش، آقابودنش، مهربان‌بودنش و اینکه کلید دنیا و آخرت من دست اوست و تدبیر همهٔ امور من به دست اوست و وجود مقدسی است که اگر خیری را برای من بخواهد، تمام عالم جمع شوند تا جلوی او را بگیرند که به من نرسد، می‌فرماید به تو می‌رسانند: «وَإِنْ يُرِدْكَ بِخَيْرٍ فَلاٰ رَادَّ لِفَضْلِهِ» ﴿يونس ، 107﴾، من اگر خیری را برای تو بخواهم و جهان در مقابل من بایستد، ایستادنش پوچ و  پوک است. من خدا را بفهمم و وقتی خودش را در حدّ خودم فهمیدم، به این نتیجه می‌رسم که وجود مقدس او شایستهٔ سپاس است. حال چگونه از او سپاس‌گزاری کنم، فرستادگانش به من یاد داده‌اند که یک راه سپاس‌گزاری نماز است؛ اما عبادتْ غیر از معرفت همت هم می‌خواهد که من باحوصله، باحال، باوقار، باادب و با جداسازی اجزاء نماز از همدیگر نماز بخوانم.

وی با اشاره به اینکه مرحلهٔ سوم عبادت، عشق است؛ اظهار کرد: من باید با رغبت، با شوق و با محبت نماز بخوانم و او را عبادت کنم و اگر عشقی در کار نباشد، پس بی‌میلی است. من نماز می‌خوانم، ولی میل ندارم؛ می خوانم چون گفته‌اند اگر نماز نداشته باشی، به جهنم می‌روی؛ پس یک نمازی بخوانیم.

بالاترین ارزش در پیشگاه پروردگار حرکت مثبت است

استاد انصاریان با بیان اینکه آنچه برای انسان بالاترین ارزش را در پیشگاه پروردگار دارد، حرکت مثبت است؛ تصریح کرد: چون این حرکت هماهنگی با کل موجودات است. ما موجود ساکن نداریم و اگر من ساکن شوم، به همهٔ عالم هستی پشت کرده‌ و بیگانه شده‌ام. وقتی بیگانه شوم، هیچ‌کسی من را در قیامت نمی‌شناسد؛ قرآن مجید می‌گوید: نه یاری داری، نه شفیعی داری و نه مددکاری؛ چون یک بیگانهٔ کاملی از کلِ هستی. هستید اما تو را نمی‌شناسند؛ وقتی هم می‌گیرند تا به جهنم ببرند، کسی تو را یاری نمی‌کند؛ چون آشنا نیستی، بیگانه و غریبه هستی.

وی افزود: باید دقت کرد که ما به جهان پشت نکنیم، جهانْ، جهان حرکت است و حرکت اجزای جهان مثبت است؛ اگر من از حرکت مثبت متوقف شوم، بیگانه می‌شوم، غریبهٔ ناآشنا می‌شوم و دیگر اوضاع بدی در دنیا و آخرت خواهم داشت. حال اگر در آخرت وارد شوم و کسی به داد من نرسد، باید قبول کنم که این بلا را خودم سر خودم آورده‌ام. در دنیا هم اگر چهار نفر به من کمک کنند، این هم از باب رحمت پروردگار است که معاشم و زندگی‌ ام لَنگ نشود.

استاد انصاریان گفت: اگر ما به قیامتِ خراب بربخوریم که با کلنگ گناهانمان، بی‌اعتقادی‌مان، بی‌اخلاقی‌مان و بی‌عملی‌مان خرابش کرده‌ایم، امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند: رهایی از این خرابی غیرممکن است و آن که در آخرت بیمار است، این بیماریِ او درمان ندارد؛ آن که دچار عذاب است، تمام درهای نجات به روی او بسته است.