کد خبر: 185970607
تاریخ انتشار: جمعه 08 تير 1397
خانه » سایت های خبری » ندای انقلاب » از شکل گیری و نفاق تا روابط نامشروع در میان مجاهدین خلق +عکس
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
نگاهی به پرونده و جنایات منافقین

در دادگاه هایی که رژیم پهلوی در سال ۱۳۵۴ برگزار کرد اعضایی دستگیر شده از سازمان به صورت علنی از نحوهٔ مرتد شدن و گرایش به مارکسیسم و روابط نامشروع میان اعضای زن و مرد سازمان و... سخن گفتند.

به گزارش چی 24 به نقل از ندای انقلاب: به گزارش ندای انقلاب،  در ادبیات سیاسی جامعه ایران اسلامی، نفاق علاوه بر یک مفهوم دینی مذموم، یک مصداق سازمانی آشکار و روشن و تجسد یافته دارد: سازمان مجاهدین خلق ایران.

این سازمان از سال ۱۳۴۴ که به عنوان یک سازمان ضد استبدادی علیه حکومت پهلوی و ضد امپریالیستی علیه منافع آمریکا ایجاد شد تا امروز که به نیرویی وابسته و تحت الحمایهٔ آمریکا و عربستان تبدیل شده است و مسیر درازی را پیموده و جنایات فراوانی را مرتکب شده است.

بررسی تفصیلی آن‌چه بر این سازمان گذشته است نیازمند مجال بسیار واسعی است. متن حاضر به اختصار می‌کوشد در چند شماره نگاهی به مهمترین محورها و نقاط عطف این سازمان داشته باشد تا در فضای کنونی جامعه آشنایی بهتر و بیشتری با این سازمان جهنمی حاصل شود.

بررسی چرایی تبدیل یک سازمان ضددیکتاتوری به ابزاری در دست دیکتاتورهایی مانند صدام و آل سعود؛ و چگونگی تبدیل یک سازمان چپ‌گرا به مجموعه‌ای تحت الحمایهٔ آمریکا می‌تواند برای امروز ما بسیار درس‌آموز باشد. این بازخوانی هنگامی ضرورت بیشتر خود را نشان می‌دهد که بدانیم نظام سلطه استکباری با همکاری رژیم منحوس آل سعود و صهیونیست‌ها در یک برنامهٔ جدید به دنبال به کارگیری مجدد این سازمان نفاق علیه ملت ایران هستند.

مقدمات تاریخی

سازمان مجاهدین خلق در خلاء ایجاد نشد. ۱۳۴۴ که سال تشکیل این سازمان شناخته می‌شود، دوران اوج اختناق محمدرضا پهلوی و بعد از سرکوب‌های وسیع سال ۱۳۴۲ و کشتار قیام ۱۵ خرداد است. حکومت پهلوی با کشتار و به کارگیری سرنیزه در سال‌های ابتدایی دههٔ ۴۰ توانسته بود در ظاهر خود را از مخالفت مردمی نجات دهد. چنان که برای فرار از مخالفت‌های مردمی در انتهای دههٔ ۲۰ و ابتدای دههٔ ۳۰ نیز در نهایت به کودتای ۱۳۳۲ متوسل شده بود. از این رو فضای آن زمان را باید فضای اختناق ایجاد شده توسط یک حکومت وابسته به آمریکا و انگلیس دانست. محمد رضا حقیقتاً وابسته به انگلیس و آمریکا بود و برای بر سر کار آمدن در سال ۱۳۲۰ نیز با حمایت آنها به جانشینی پدرش رسیده بود، اما چهرهٔ خشن و سرکوبگر او بعد از ۳۲ و تشکیل ساواک در سال ۳۵ و سرکوب قیام‌های مردمی سالهای ۴۱ و ۴۲ بیشتر و بیشتر به نمایش درآمده بود.

پس در ایران با یک حکومت وابسته، دست‌نشانده و در عین حال خشن و سرکوبگر مواجه هستیم. حکومتی که هر مخالتی را با شدت و خشونت هر چه تمامتر سرکوب می‌کند و با ابزار ساواک و وحشت آفرینی پلیسی و امنیتی در کار بستن کامل فضای تنفسی جامعه است.

در بعد بین المللی نیز نظام دو قطبی شرق – غرب و شوروی _ آمریکا بر عالم مسلط است. دو اردوگاه مسلط که هر کدام تلاش می‌کند هژمونی و سیطره بیشتری داشته باشد و اجازهٔ حضور به جریان‌های مستقل در عالم نمی‌دهند. حتی جریان‌هایی مثل جنبش غیر متعهدها نیز در باطن به دو دستهٔ شرقی و غربی تقسیم می‌شوند و گروهی با آمریکا هستند و گروهی با شوروی.

تشکیل سازمان

در این شرایط داخلی و بین المللی است که گروه از دانشجویان که مؤثران اصلی آن محمد حنیف نژاد، سعید محسن،‌ عبدالرضا نیک‌بین رودسری، اصغر بدیع‌زادگان و ... هستند به دنبال ایجاد سازمانی هستند که با دیکتاتوری حاکم بر کشور و نظام وابسته به آمریکا در ایران مقابله کند.

به لحاظ فکری این دانشجویان وابستگی به جریان نهضت آزادی دارند. شخصاً گرایشاتی به آثار و آراء دکتر علی شریعتی داشته و در عین حال بیش از همه متأثر از تفکر مارکسیستی و اندیشه‌های چپ هستند. در آن دوران بسیاری تصور می‌کردند که مبارزه با آمریکا و اصولاً مبارزه و انقلابی‌گری بدون داشتن گرایش به مارکسیسم و شوروی، یا چین و مائو نشدنی است.

البته این جوانان پایه‌گذار سازمان مجاهدین خلق در ابتدا مسلمانانی هستند که همان‌قدر که برای شناخت مکاتب جدید از جمله مارکسیسم و مطالعات غربی و شرقی اشتیاق دارند،‌ در باب شناخت دین و مبانی دینی دچار ضعف و ناآگاهی هستند. نکته مهم دیگر که به این ضعف دامن می‌زند آن است که اعضای سازمان و رهبران آن مانند اساتید خود در نهضت آزادی تصور می‌کنند که شناخت دین نیازمند تخصصی نیست و با اندکی عربی دانستن و آشنایی با علوم روز می‌توان همهٔ حقایق دینی را شناخت. این مبنای غلط را می‌توان یکی از اصلی‌ترین مشکلات فکری سازمان و یکی از عناصر اصلی و مهم انحراف‌های شدید بعدی سازمان دانست.

سازمان مجاهدین خلق در سال ۱۳۴۴ شکل گرفت. سران سازمان در ابتدا با جدیت به دنبال مطالعات و بحث‌های نظری بودند. این بحث‌ها تحت تأثیر مارکسیسم‌زدگی شدید آن سال‌ها بود و حتی شناخت دین از سوی این جریان متأثر از تصورات مارکسیستی بود.

از منظر بسیاری از فعالان چپ‌گرای آن زمان مارکسیسم علم مبارزه و ایدئولوژی نجات‌بخشی محسوب می‌شد که بدون آن مبارزه کردن با غرب، آمریکا و دیکتاتوری پهلوی ممکن نبود.

از این رو رهبران سازمان مجاهدین خلق از ابتدا دچار التقاط‌هایی جدی و خطرناک بودند. هر چند در ابتدای کار پایبندی آنان به ظواهر دینی و حفظ بعضی ظواهر مذهبی در میان آن‌ها باعث می‌شد که همگان نتوانند از عمق انحراف فکری و التقاطی که در اندیشهٔ آن‌ها وجود داشت با خبر شوند.

آموزش‌های سازمان

سازمان مجاهدین خلق هم آموزش‌های نظری و هم آموزش‌های عملی را در برنامهٔ کاری خود قرار داد به مرور با افزوده شدن به تعداد افرادی که در جو امنیتی و خفقان‌آور آن زمان به سازمان پیوستند این آموزش‌ها نیز رسمی‌تر و جدی‌تر شد.

آموزش‌های عقیدتی سازمان در مجموعه‌ای از جزوات و کتاب‌های تهیه