کد خبر: 20449420
تاریخ انتشار: شنبه 10 بهمن 1394
خانه » حواشی » رسالت » چرا پیامبر سیاه پوست نداریم؟
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
پایگاه فرهنگی تبلیغی رسالات:

در زمان ‎های قدیم، بعضی اقوام مانند سرخ‎ پوست ‎ها در گوشه ‎ای گنگ از دنیا زندگی می‎ کردند که کسی از آنان خبری نداشت و آن‎ ها هم از کسی خبری نداشتند. حال اگر پیامبری در میان آنان بیاید امّا در مرکز کشور نیاید دعوت او عمومی نخواهد شد و صدای او به گوش جهانیان نمی‎ رسد. چنان که پیامبر اکرم صلّی الله...

به گزارش چی 24 به نقل از رسالت:

اولین باری بود که برای تبلیغ اعزام می‌شدم. روستایی بود در هرمزگان. منطقه حالت عشایری داشت و اغلب اهالی دامدار و کشاورز بودند. خانه‌های آن‌ها بسیار قدیمی و زندگی آن‌ها در سطح بسیار پایینی بود. من از طرف امام جمعه کرمان به این منطقه اعزام شده بودم و به خاطر این‌که اولین سفرم بود استرس زیادی داشتم.

هرگز در ذهنم چنین برداشتی از منطقه نداشتم و اول که رسیدیم پشیمان شدم و پیش خودم می‌گفتم کاش نمی‌آمدم. جالب این‌که بعد از این‌که من رسیدم، یک طلبه‌ی دیگر هم برای تبلیغ آمد و من سعی کردم با آمدن او، کار را به او بسپارم و بروم اما نشد و ماندگار شدم.

وضعیت راه روستا طوری بود که از یک جایی به بعد نمی‌شد با ماشین رفت. خلاصه منطقه‌ی بسیار خاصی بود و از یک جایی به بعد باید با موتور می‌رفتیم.

از این مسائل بگذریم. ‌آن‌چه از این سفر همیشه در ذهنم می‌ماند را برایتان بگویم:

روز اول یک بنده‌ی خدایی آمد و ازم پرسید: چرا پیامبر سیاه‌پوست نداریم؟!

یک آن جا خوردم. با کمی تأمل گفتم: شما پیامبرها را یکی یکی نام ببر تا من سیاه‌پوست‌هایش را برایت جدا کنم.

گیر کرد!! خواست جلوی جمع یه جورایی به دین و کارهای خدا مشکلی وارد کند اما بحمدالله خداوند به ذهنم انداخت که چنین جوابی به او بدهم. برای این‌که سنگ تمام گذاشته باشم گفتم: شما یک سؤال از من پرسیدی و فوراً جواب خواستی. من یک سؤال از شما می‌پرسم، جوابش را آخر دهه برایم بیاور!

با ترس و لرز گفت: بگو حاج آقا.

گفتم: آن کدام نماز است که از آسمان آمده و به زمین نرسیده؟!

سؤال را به آهستگی تکرار کرد و گفت: نمی‌دانم... خوب جوابش چه می‌شود؟!

گفتم: باشه آخر دهه.

خیلی اصرار کرد.

گفتم: پاسخ نماز میت است.

نقل خاطره از حجت‌الاسلام کرامتی‌نیا

تهیه و تنظیم: سایت رسالات

چرا از ميان اقوامي چون سرخ پوست و سياه پوست و زرد پوست پيامبري بر نخواسته است و آیا اين با مدعاي ما كه معتقديم براي همه انسان ها پيامبر مي آيد منافات دارد؟

پاسخ:

نكته قابل تذكر اين است كه ظهور پيامبر از ميان قومي غير سرخپوست يا زردپوست يا... هيچ مشكلي ايجاد نمي كند و با هدف نهايي مبعوث كردن رسُل كه هدايت انسان ها است منافاتي ندارد، زيرا ديني را كه پيامبري مي آورد براي ديگر اقوام هم هست و به همه عالَم عرضه مي شود "قرآن براي عالَم انذار دهنده است" (فرقان/1)و اگر كسي دنبال حق است، به محض برخورد با او، آن را ميپذيرد. چون ديني كه خداوند مي آورد بر حقيقت انسانيت و فطرت او مطابقت دارد. آنچه مهم است جهاني بودن زبان ديني است كه پيامبر ميآورد.

حال در پاسخ به اين سؤال كه چرا پيامبران از آسياي ميانه ظهور مي كردند و چرا در ميان اقوام ديگر ظهور نكردند بايد گفت "ممكن است در آن قسمتها جمعيتي نبوده و يا اگر بوده ما دليلي نداريم كه خداوند براي آن ها انبيايي نفرستاده است چون از همه انبيايي كه آمار و نامشان در جوامع روايي ما هست تنها نام بعضي در قرآن ذكر شده است. (غافر/78)

شايد در ميان آن اقوام نيز انبيايي بوده اند كه در قرآن قصه آنان نيامده است و اگر هم پيامبر اولوالعزمي در ميان آن اقوام نبوده، شايد به خاطر كم بودن جمعيت آن منطقه در آن زمان باشد. (سيره پيامبران در قرآن، ص 49، جوادي آملي، چ دوّم، نشر اسراء) "گروهي از عارفان و حكيمان به استناد برخي از تواريخ، حضرت ادريس را همان هرمس پنداشتند، هم چنان كه حضرت شيث را همان آغاثا ذيمون دانستند و عدهاي شايد بر اثر همين هرمس و آغاثاذيمون و فيثاغورس، مانند آنها مثل ارسطو... را از انبيا دانستند". (همان/236)

كه اينان از اقوام ديگري هستند و از آسيا برنخواستهاند. "يكي از لوازم نبوت عامه اين است كه هيچ مردمي بدون راهنماي غيبي نيستند و ممكن نيست، خداوند ملتي را بدون راهنما رها كند، زيرا خدا مربّي، مدبر انسان است و انسان مسافري است كه عوالمي را پشت سر گذاشته و عوالمي را در پيش روي دارد. از اين رو امكان ندارد جمعيتي در منطقهاي زندگي كند و خداوند براي آنها راهنما نفرستد". (فاطر/24)

"يا خود پيامبر يا اوصياي او يا كتاب او، براي ديگران ارسال ميشود". (سيره پيامبران در قرآن، ص 48)

از طرفي ديگر "مركز نبوت و رسالت انبيا يك روستا و يا يك منطقه كوچك و محدود نبود... و صداي انبيا هميشه از مراكز كشورها برخاسته است، زيرا وظيفه آنان ابلاغ پيام الهي به همه مردم آن منطقه است و اين رسالت بدون شهرتِ دعوت و شيوعِ دعوي حاصل نمي شود و آن شهرت و اين شيوع بايد از مركز جمعيت و هسته مركزي اجتماع توده ها شكل يابد". (همان/47)

در زمان هاي قديم، بعضي اقوام مانند سرخ‌پوست‌ها در گوشه اي گنگ از دنيا زندگي مي كردند كه كسي از آنان خبري نداشت و آن ها هم از كسي خبري نداشتند. حال اگر پيامبري در ميان آنان بيايد امّا در مركز كشور نيايد دعوت او عمومي نخواهد شد و صداي او به گوش جهانيان نمي رسد. چنان كه پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ هنگام رسالت به كشورهايي مانند: روم و ايران نامه نوشت و آنان را دعوت به دين اسلام كرد و "خود پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي فرمودند: كه من اختصاص به قوم خاصي ندارم، من براي سياه پوست و زردپوست و سفيد پوست مبعوث شدهام". (بحار الانوار، ج 16، ص 323، به نقل از دين شناسي، جوادي آملي، چ اوّل) و همين باعث ميشود كه صعيب از روم و سلمان از ايران دور پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ جمع شوند. در آخر به اين نكته بايد اشاره شود كه نبوت انبيا دو گونه بوده است. بعضي از انبياء براي قوم خاصي مبعوث ميشدند مثل حضرت موسي ـ عليه السّلام ـ كه براي قوم بني اسراييل مبعوث شده بود. (صف/5) و دعوت خويش را فقط در قوم بنياسراييل گسترش داد. (مفاهيم قرآن، جعفر سبحاني، ج 3، ص 78، چ چهارم، مؤسسه امام صادق ـ عليه السّلام) بعضي ديگر از انبيا مثل پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ دعوتش فراگير و جهان شمول بود و براي تمام مردم مبعوث گرديده بود. (اعراف/158)

 نتيجه اين ميشود كه شايد در يك زمان چند پيامبر با هم براي چند قوم مبعوث ميشدند و در جوامع روايي و قرآن نام بعضي از آنها برده شده است. و بخاطر دلايلي به بعضي ديگر اشاره نشده است.

منبع: آنتی شبهه

برچسب ها
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
طراحی پرتال خبری، توسط پارس نوین