کد خبر: 21793825
تاریخ انتشار: شنبه 17 بهمن 1394
خانه » سایت های خبری » پیک خبر » نامزدهای اصلی انتخابات آمریکا را بیشتربشناسید/کدام یک می خواهند «برجام» را برهم بزنند؟
نسخه چاپی
ارسال به دوستان

ریاست جمهوری ترامپ می تواند یک افول بسیار بزرگ باشد. ریاست جمهوری ترامپ می تواند تجربه ایتالیا دوره موسولینی و برلوسکونی را برای مردم آمریکا تکرار کند.

به گزارش چی 24 به نقل از پیک خبر:
پایگاه خبری پیک خبر:

استفان مارتين والت (متولد 2 جولاي 1955) در امريكا و استاد روابط بين الملل دانشگاه هاروارد است. وي چندين كتاب در همين زمينه تاليف كرده است. والت بارها سياست امريكا در قبال ايران را مورد انتقاد قرار داده است.

استفان والت در فارن‌پالسی نوشته است: ریاست‌جمهوری ترامپ می‌تواند یک افول بسیار بزرگ باشد. ریاست‌جمهوری ترامپ می‌تواند تجربه ایتالیا دوره موسولینی و برلوسکونی را برای مردم آمریکا تکرار کند.

آمریکا از معدود دموکراسی هایی است که کمپین انتخاباتی آن بیش از یک سال طول می کشد و میلیاردها دلار هزینه بر‌می‌دارد. در این بازه زمانی، رسانه های آمریکایی با شور و هیجان اخبار لحظه به لحظه انتخابات را مخابره می کنند. آنچه تاکنون از رقابت های انتخاباتی روشن شده این است که بن کارسون، مارتین اومالی، کریس کریستی، رند پال، کارلی فیورینا و جب بوش نمی‌توانند چهل و پنجمین رئیس جمهور آمریکا شوند. بنابراین این سوال مطرح می شود که هر یک از پنج نامزد باقیمانده چه دیدگاهی در زمینه سیاست خارجی دارند؟

هیلاری کلینتون

دیدگاه های هیلاری کلینتون در مورد سیاست خارجی ممکن است به فراخور موقعیت تغییر کند. وی علاوه بر اینکه هشت سال بانوی اول ایالات متحده بوده است، سابقه یک دوره تصدی‌گری وزارت خارجه و دو دوره عضویت در سنای آمریکا را دارد. تیم سیاست خارجی وی متشکل از افراد تحصیلکرده و باتجربه در این زمینه است. اما اگر مردم عملکرد سیاست خارجی را معیار انتخاب قرار دهند، کلینتون هیچ شانسی برای برد در انتخابات نخواهد داشت.

سیاست خارجی هیلاری کلینتون در بسیاری از جنبه‌ها به سیاست خارجی اوباما شبیه خواهد بود، اما ابعاد نظامی گری آن بیشتر می شود. کلینتون در مقام سناتور، همواره از استفاده از نیروی نظامی حمایت می کرد - بطور مثال می توان از حمایت وی از جنگ عراق یاد کرد - در مقام وزیر خارجه نیز وی از حمله به لیبی و حضور نیروهای آمریکا در افغانستان حمایت کرد. تجاوز روسیه به اوکراین و غافلگیری آمریکا در زمان وزارت وی صورت گرفت و اگر آمریکا به توصیه‌های وی برای ورود به جنگ سوریه ترتیب اثر داده بود، در حال حاضر آمریکا عمیقا در جنگ سوریه فرو رفته بود. اما در کل می توان گفت که انتخاب وی تحول رادیکالی را در سیاست خارجی آمریکا به همراه نخواهد داشت.

نگرانی و دغدغه اصلی این است که کلینتون و مشاوران آن عمیقا به استراتژی هژمونی لیبرال پایبند هستند. این استراتژی از زمان پایان جنگ سرد توسط آمریکا دنبال شده است. این استراتژی رهبری آمریکا را بلامنازع می‌داند و به منافع سایر کشورها توجه نمی کند. آمریکا همواره رهبری جهانی را حق طبیعی خود دیده است، اما شرایط پس از 1993 بسیار پیچیده شده است. با لحاظ کردن شرایط جدید حاکم بر خاورمیانه، آسیا و اروپا و خلاقیت لازم برای حل معضلات نوظهور آن، کلینتون نمی‌تواند گزینه مناسب ریاست جمهوری باشد.

دونالد ترامپ

بر خلاف بعضی دعاوی، رویکرد وی در سیاست خارجی از واقع‌گرایی فاصله زیادی دارد و صرفا نوعی بیگانه‌هراسی است. رئالیسم هیچ گاه سخنرانی های توهین آمیز وی را تصدیق نمی کند. واقع گرا بودن مستلزم ارائه استراتژی دقیق، هشدار نسبت به دشمن سازی های بی مورد و توجه به همکاری با سایر کشورها و ماهیت پیچیده مشکلات جهانی و راه حل های آن است. دغدغه رئالیست ها چگونگی توزیع منافع ناشی از همکاری است، اما هیچ رئالیستی با نظم تجاری آزاد مخالف نیست و از اعمال تعرفه های تجاری سنگین علیه چین، یا ممانعت از ورود مهاجران حمایت نمی کند. واقع گرایان به خوبی می دانند که ترساندن مسلمانان به گونه ای که از حرف های ترامپ بر می آید، تا چه اندازه به ضرر منافع آمریکا است.

تاجری که به دفعات دچار ورشکستگی شده و سرمایه‌گذاری‌های آن بطور مداوم عملکرد بازار را دچار مشکل کرده است، نمی تواند گزینه مناسبی برای هدایت سیاست خارجی کشوری بزرگ چون آمریکا باشد. دغدغه اصلی این است که هیچ پیش بینی ای در مورد سیاست خارجی ترامپ نمی‌توان انجام داد. اینکه مشاوران وی در سیاست خارجی چه کسانی خواهند بود و چه کتاب هایی در این زمینه خوانده مشخص نیست. ریاست جمهوری ترامپ می تواند یک افول بسیار بزرگ باشد. ریاست جمهوری ترامپ می تواند تجربه ایتالیا دوره موسولینی و برلوسکونی را برای مردم آمریکا تکرار کند.

تد کروز

تد کروز شخصی است که حتی در خود حزب نیز اکثرا از وی متنفر هستند. تد کروز بسیار به اوانجلیست‌ها نزدیک است. سیاست خارجی و ملزومات آن به جز دعاوی کلی مبنی بر ضعیف خواندن عملکرد اوباما در این حوزه، تقویت بنیان های دفاعی و مخالفت با مهاجرت، هیچ جایگاهی در کمپین انتخاباتی تد کروز نداشته است. کروز متعهد شده است که توافق هسته ای با ایران را در صورت موفقیت در انتخابات بر هم بزند. این به معنای بی‌توجهی به گسترش دامنه فعالیت های هسته ای ایران و نارضایتی سایر کشورهایی است که از توافق حمایت می کنند. در مورد کروز و تیم امنیت ملی و سیاست خارجی وی نیز همه چیز در هاله ای از ابهام قرار دارد. مهم ترین مشاور سیاست خارجی وی تحصیلکرده هنر است.

برنی سندرز

کمپین ریاست جمهوری سندرز در سیاست خارجی حرفی برای گفتن ندارد، اگرچه قضاوت وی در مورد جنگ عراق و مخالفت با آن بسیار ستودنی است. سندرز از برخورداری از تسلیحاتی نظیر اف 35 و مشروعیت استفاده از نیروی نظامی به فراخور موقعیت حمایت کرده است، اما برنامه وی در سیاست خارجی و برای مناطق مختلف روشن نیست.

به یک معنا می توان گفت که کمپین سندرز به کمپین بیل کلینتون در 1992 شباهت دارد. جورج دبلیو بوش توانسته بود اولین جنگ خلیج فارس را پیروز شود و سقوط کمونیسم را مدیریت کند و بدین ترتیب دست وی در عرصه سیاست خارجی پر بود. اما در این فضا کلینتون سخن از اهمیت اقتصاد را پیش کشید. در حالی که کلینتون از جهانی شدن با تمام ملزومات آن حمایت کرد، سندرز مدعی است که شرکت های خصوصی سیستم را به نفع خود قبضه کرده اند. همین سخنان توانسته جمع بزرگی از جوانان آمریکایی را که جایی در صنعت مالی آمریکا ندارند به دور سندرز جمع کند.

سیاست خارجی برای سندرز اولویت نیست. بدین ترتیب وی در صورت موفقیت حاضر نمی شود مبالغ هنگفتی را صرف سیاست خارجی ایده‌آل‌گرایانه و جنگ با کشورهایی کند که مستقیما تهدیدی علیه ایالات متحده محسوب نمی شوند. این نکته قابل تحسین است، اما معلوم نیست که وی چه راهکاری برای مواجهه با مشکلات مهمی که هم اکنون در دستور کار سیاست خارجی وجود دارد، پیش خواهد گرفت.

مارکو روبیو

کسانی که حامی جنگ عراق هستند، می توانند روبیو را به عنوان نامزد ایده آل خود انتخاب کنند. حامیان مالی وی عقاید نومحافظه کارانه دارند و مشاورین وی در زمره کسانی هستند که به بوش مشورت می دادند و آمریکا را دچار بحران جدی کردند. روبیو فردی بی تجربه و ناآگاه است و نومحافظه کاران به دنبال حمایت از وی و نزدیک کردن دیدگاه وی به جهان بینی افراطی خود هستند. روبیو معتقد است که آمریکا به شکلی فزاینده رو به ضعف است و باید قدرت آمریکا تقویت شود. در عین حال، روبیو از بخشودگی مالیاتی و کاهش هزینه ها در واشنگتن سخن به میان می آورد. سخنان وی بازتاب همان تناقضاتی است که کمپین های جمهوری خواهان در دوره پس از ریگان با آنها مواجه بوده است.

از یک طرف روبیو سخن از ارتقای سطح آزادی افراد به میان می آورد و از طرف دیگر از بند 215 قانون وطن پرستی که به ان.اس.ای اجازه می دهد از تماس ها و ایمیل های شخصی افراد جاسوسی کند حمایت می کند. وی ایران را با وجود این که اقتصادش یک بیستم اقتصاد آمریکاست، مهم ترین دشمن آمریکا معرفی کرده است. در مورد چین نیز وی تداوم روابط اقتصادی دوطرفه، اجرای پیمان ترنس پاسیفیک و مقابله با حملات سایبری و محکوم کردن این کشور در نقض حقوق بشر را خواستار شده است. تنها مشکلی که وجود دارد این است که روبیو مشخص نمی کند چگونه پیشبرد این تناقضات ممکن است. انتخاب روبیو نشان می دهد که آمریکا نتوانسته از نتایج تراژیک انتخاب نومحافظه کاران درس لازم را بگیرد.

نتایج انتخابات آیووا غیرمنتظره نبود/کمربند انجیل در برابر نوار هاروارد: کروز یا کلینتون؟

علیرضا میریوسفی، رئیس گروه مطالعات خاورمیانه دفتر مطالعات بین‌المللی وزارت خارجه کشورمان نیز در یادداشتی نوشته است: دلایل نژادی و جنسیتی باعث می‌شود شانس کروز، روبیو و در طرف مقابل هیلاری کلینتون همچنان بسیار بالا باشد.

نتایج اولیه رقابت‌های مقدماتی انتخابات آمریکا، با وجود جنجال های رسانه ای زیاد برای افراد آشنا به ساختار نخبگی آمریکا غیرمنتظره نبود. شگفتی این دور از انتخابات نه پیروزی تد کروز بر دونالد ترامپ پرمدعا که شکست میلیمتری برنی سندرز از هیلاری کلینتون بود. خلاف برخی تحلیل های جهت دار رسانه های آمریکایی، این رقابت نزدیک و میلیمتری بین کلینتون و سندرز بسیار معنی دار بود و اصلا خبر خوبی برای کلینتون نبود، زیرا ستادهای انتخاباتی کلینتون را نگران کرد و برعکس خون تازه به رگ های ستادهای انتخاباتی سندرز دمید.

در یک نگاه کلی، انتخابات ریاست جمهوری آمریکا یکی از پیچیده ترین و پرهیجان ترین رقابت های انتخاباتی در سطح دنیا محسوب می شود. تقریبا از یکسال قبل از انتخابات ریاست جمهوری که به طور همزمان با انتخابات کنگره شامل مجلس نمایندگان و سنا و همچنین سایر انتخابات ایالتی و قضایی صورت می گیرد، جامعه سیاسی آمریکا در یک فضای کاملا سیاسی فرو می رود و محتوای اکثر صفحات سیاسی روزنامه ها و برنامه های سیاسی تلویزیونی را تشکیل می دهد. ماراتن انتخابات مقدماتی حزبی برای تعیین نامزد نهایی حزب در انتخابات ریاست جمهوری شاید حتی از خود انتخابات نهایی ریاست جمهوری نیز پیچیده تر و هیجان انگیزتر باشد.

مهمترین ارزش انتخابات مقدماتی آمریکا، به ویژه اولین آنها یعنی آیووا، نیوهمشایر، کارولینای جنوبی و فلوریدا در دادن ضرباهنگ یا Momentum به مبارزات انتخاباتی نامزدهای انتخاباتی و تشویق یا ناامید کردن رای دهندگان سایر ایالت ها به نفع این نامزدهاست. چون مردم سایر ایالت ها فقط به نامزدهایی رای می دهند که فکر می کنند شانس خوبی برای پیروزی دارند و سعی می کنند رای خود را هدر ندهند. به همین خاطر اولین ایالت ها مهمترین ایالت ها هم محسوب می شوند و بیشترین هزینه های تبلیغاتی نامزدها در آنها صورت می پذیرد. به علاوه سه ایالات مهم تعیین کننده (Swing States) در نتیجه انتخابات نهایی ریاست جمهوری بین نامزدهای نهایی دو حزب دموکرات و جمهوریخواه یعنی فلوریدا، آیووا و نیوهمشایر در میان همین ایالات های اولیه هستند و محبوبیت نامزدها در این ایالت ها در نتیجه نهایی انتخابات موثر است.

در مورد انتخابات آیووا، نتیجه بسیار نزدیک و میلیمتری نامزدهای حزب دموکرات، به گونه ای نبود که پیروزی قاطعی برای کلینتون محسوب شود و رقبایش را در ادامه رقابت سست کند یا ناامید سازد، درست عکس آن باعث شد که طرفداران سندرز و حامیان مالی انتخاباتی وی که در بسیاری از پیش بینی ها سقف سی درصدی برای آرای وی در نظر گرفته شده بود، به طور جدی تشویق شوند تا هم در انتخابات ایالت های بعدی مشارکت جدی کنند و هم به وی رای بدهند. به عبارت دیگر کارزار انتخاباتی سندرز بعد از نتایج اولیه آیووا می تواند به شکل قابل توجهی تقویت شود.

در مورد جمهوریخواهان همانطور که بسیاری پیش بینی می کردند، ساختارهای مسلط و جاافتاده حاکم بر آمریکا، تحمل افراد کاملا خارج از جریان اصلی یا Main Stream نظیر دونالد ترامپ را نداشته و ندارند. به همین خاطر ترامپ با عصبانیت کمپانی های نفتی را متهم به صرف هزینه های کلان به نفع تد کروز می کند. پیام دیگر این انتخاب، افول راست مذهبی حداقل در اولین ایالت انتخاباتی بود. ترامپ با وجودی که خود اذعان دارد فردی مذهبی نیست، حمایت قاطع و غیرقابل انتظار اونجیلیکان ها را با خود همراه داشت که در انتخابات قبلی معمولا حمایت آنها در تعیین نامزد نهایی جمهوریخواهان تعیین کننده بوده است. با این حال شکست ترامپ با اختلاف فاحش، می تواند این عادت جمهوریخواهان را دچار تغییر کند. با این حال آویوا یک ایالت متغیر بین جمهوریخواهان و دموکرات هاست و به هیچ یک از کمربندهای انجیل (نواحی جنوب شرقی ایالات متحده آمریکا و ساکنین محافظه کار و پروتستان های مسیحی آن که به طور ثابت به جمهوریخواهان رای می دهند) یا کمربند هاروارد (ساکنین لیبرال مناطق ساحلی و شهرهای بزرگ که به طور سنتی به دموکرات ها رای می دهند) تعلق ندارد و برای اظهار نظر دقیق تر باید تا انتخابات ایالت های واقع در کمربند انجیل صبر کرد.

بعلاوه دلایل و ملاحظاتی که اوباما را دو دوره رییس جمهور آمریکا کرد، هنوز کماکان پابرجا هستند. به عبارت دیگر دلایل نژادی و جنسیتی باعث می شود شانس تد کروز، مارک روبیو و در طرف مقابل هیلاری کلینتون همچنان بسیار بالا باشد و شانس های اصلی انتخابات محسوب شوند. البته سندرز هم به عنوان اولین رییس جمهور یهودی آمریکا می تواند در این چارچوب قرار بگیرد، ولی خود تمایل چندانی بر تاکید بر عامل مذهب ندارد. درباره اهمیت تعیین کننده این عامل، ساموئل هانتینگتون هشت سال بعد از نگارش کتاب برخورد تمدن ها که تهدیدات خارجی را تهدید اصلی آمریکا تلقی می کرد، در سال 2004 کتاب دیگری تحت عنوان "ما که هستیم؟ چالش های هویت ملی آمریکا" نوشت که در آن چالش های هویتی شامل تعارضات نژادی و جنسیتی را بزرگترین تهدید و چالش آتی آمریکا تلقی کرد. به عقیده هانتینگتون ریشه های اصلی هویت آمریکایی که با مهاجرت اولیه چهار گروه قومی از انگلستان موسوم به Albion seeds به آمریکا در قرون هفدهم و هجدهم میلادی پایه گذاری شده و مبتنی بر سه عامل نژاد سفید، انگلوساکسون و مذهب پروتستان (WASP) در سده های گذشته بوده، به طور جدی با تهدید مواجه شده است. به نظر می رسد انتخاب یک رئیس جمهور سیاهپوست، اسپانیایی تبار یا زن پاسخ نظام آمریکا به چنین چالش هایی است و به همین خاطر کروز یا روبیو به عنوان نخستین رئیس جمهور اسپانیولی تبار یا هیلاری کلینتون به عنوان نخستین رئیس جمهور زن یا سندرز بعنوان اولین رییس جمهور یهودی همگی می توانند گزینه های جذابی برای پاسخ به این چالش ها تلقی شوند.

در این میان، مشکل اصلی سندرز این است که صرفا از سال ٢٠١٥ به عنوان یک سناتور دموکرات شناخته می شود و در جریان فعالیت طولانی سیاسی خود در مجلس نمایندگان یا سنا، همیشه یک نماینده مستقل بوده و در جریان اصلی قرار نداشته است. همزاد جمهوریخواه وی در انتخابات 2012 در جناح محافظه کار، رند پاول بود که در تمام مناظره ها یا نظرسنجی های تلویزیونی، اینترنتی یا تلفنی و ... قبل از شروع انتخابات مقدماتی جزو نفرات پیشتاز بود، ولی تعلق وی به جریان تساوی طلبی یاegalitarian که خارج از جریان اصلی محسوب می شود، باعث شد با روش های مختلف و از جمله نقض قواعد و عرف انتخابات در رسانه ها و برخی ایالت ها نتواند ضرباهنگ خوبی بگیرد و حذف شد. با این حال اگر هر یک از دو نامزد خارج از جریان اصلی، یعنی ترامپ یا سندرز بتوانند نامزدهای نهایی شوند، آن را باید یک تحول جدید و مهم در آمریکا محسوب کرد.

منبع: دیپلماسی ایرانی

کدخبر : 46486

۱۳۹۴/۱۱/۱۷ ۰۹:۵۵

برچسب ها
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
طراحی پرتال خبری، توسط پارس نوین