کد خبر: 38255234
تاریخ انتشار: شنبه 04 ارديبهشت 1395
خانه » حواشی » رسالت » راهکارهای تبلیغی پیامبر اکرم – بخش دوم
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
پایگاه اطلاع رسانی فرهنگی-تبلیغی رسالات:

پیامبر اکرم (ص) در مدتی کوتاه توانست انقلابی بزرگ در رفتار، روش و افکار مردم زمان خود ایجاد کند. آن بزرگوار توانست منِ عالی و انسانی را در وجود انسان های عصر و دیار خود زنده گرداند. این تحول عظیم در سایه رویکرد خاص آن بزرگوار بود؛ رویکردی که می کوشد با همه وجود، دل ها و قلب ها را متوجه دین گرداند.

به گزارش چی 24 به نقل از رسالت:
 

ادامه‌ی موضوع راهکارهای تبلیغی پیامبر:

در بخش اول این مطلب استفاده از زمان و مکان مناسب، حلم و بردباری و جنگ روانی در سیره‌ی حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم به عنوان برخی از راهکارهای تبلیغی ایشان مطرح شد. ادامه‌ی این موضوع را در زیر بخوانید...

4. تبلیغ الگویى

قرآن مجید در موارد زیادى بر تبلیغ به روش الگویى تأکید کرده است. ذکر داستان‌های پیامبران و زنانى همچون مریم و آسیه همگى در راستاى ارائه الگوهاى پسندیده و بیان‏ داستان‌های فرعون، همسران نوح و لوط براى نشان دادن الگوهاى ناپسند مى‏باشد. یک‏ مکتب تربیتى هر چند از تعالیم ممتاز و ایده‏آلى برخوردار باشد، مادامى که الگویى را به عنوان نمونه ارائه نکرده، موفقیت چندانى نخواهد داشت. در مکتب اسلام ارائه الگوها همراه با دستورالعمل‌ها و تعالیم ممتاز، قول و فعل را ملازم همدیگر ساخته است، به ‏گونه‏اى که زمینه تأثیرپذیرى مخاطب را دو چندان نموده است. در نظرگاه قرآن، پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) نسخه کامل بشریت و اسوه حسنه‏اى است که تمامى رفتار و کردارش بیانگر تعالیم مکتب مى‏باشد. سیره عملى و رفتارى آن بزرگوار در کتب روایى و تاریخ ثبت شده و در اختیار ما مى‏باشد. ویژگی‌های ایشان در خانه، اجتماع، با دوستان، دشمنان، در جبهه و جنگ، در عبادات، در نظافت، نظم و... زبانزد خاص و عام مى‏باشد و ما پیام‏گزاران با معرفى این الگوى عملى مى‏توانیم پیام خود را به مخاطب بهتر ابلاغ کنیم. به‏ خاطر داشته باشیم که در الگودهى؛ ظرفیت، مخاطب، تناسب و مانند آن باید رعایت گردد.

 5. احترام به مردم

ادب و احترام به مردم از ویژگی‌های شخصیتى پیامبر اسلام است. آن بزرگوار حتى در مقام‏ دعوت و تبلیغ دین خدا در برابر کافران و مشرکان نیز با نهایت احترام و تواضع سخن‏ مى‏گفت. شما پیام‏گزاران، نیک مى‏دانید که اگر مبلغ بتواند در دل و جان مخاطبان تأثیرگذار باشد در رسیدن به نتایج، گام‌های سریع‏ترى برداشته است و پیامبر(ص) با راه‌کارهاى خاص‏خود، همچون احترام به مردم این زمینه را به وجود آورد. به عنوان مثال پیامبر(ص) احترام ‏خاص براى کودکان قائل بود. انس ‌بن‌ مالک نقل مى‏کند که رسول خدا (ص) وقتى که بر کودکان مى‏گذشت به آنان سلام مى‏داد.

در روایت دیگر دارد که فرمود: یکى از پنج خصلتى ‏که تا پایان عمر هرگز ترک نخواهم کرد سلام کردن به کودکان است تا پس از من به صورت سنت درآید. [27] همچنین احترام به دیگر طبقات در سرلوحه کار تبلیغى پیامبر (ص) بود. در روایت مى‏خوانیم مردى وارد مسجد شد در حالى که پیامبر (ص) تنها نشسته بود. حضرت‏ بلند شد و جا باز کرد آن شخص با کمال تعجب گفت اى رسول خدا جا که بسیار است‏ فرمود حق مسلمان بر مسلمان است که اگر دید برادرش مى‏نشیند بلند شود و برایش جا باز کند. [28]

هرگز پیامبر اسلام خلق و خوى مردمى و محبت به مردم را فراموش نکرد. مانند خود مردم زندگى مى‏کرد. قدرت، رفتار او را عوض نکرد. در همه حال با مردم و از مردم ‏بود. نقل شده که از او بخشنده‏تر، یاری‌کننده‏تر، شجاع‏تر و درخشان‏تر کسى دیده نشده است. [29] با این که هیبت الهى داشت، با مردم خوش رفتارى مى‏کرد. وقتى در جمعى مى‏نشست، شناخته نمى‏شد که او پیامبر خدا است.

 6. تبلیغ عملى

پیامبر اکرم (ص) با ارائه الگوى انسان کامل در زندگى شخصى و عملى خویش، مبلغ واقعى دین و آیین خدا گردید. این عمل بسیار تأثیرگذار بود به گونه‏اى که حتى کسانى را که افکار انحرافى در سر مى‏پروراندند به طرف خود جذب نمود. نیک آشکار است که کارآیى سخن و تبلیغ زبانى در برابر کارآیى عمل بسیار ناچیز است. به همین جهت ‏پیشوایان دینى ما به این امر اهتمام مى‏ورزیدند. در روایت مى‏خوانیم که روزى پیامبر اکرم (ص) با جمعى نماز مى‏گزارد و حسین (ع) در حالى که خردسال بود نزدیک ایشان بود. هرگاه پیامبر به سجده مى‏رفت حسین (ع) مى‏آمد و بر پشت ایشان سوار مى‏شد و هرگاه ‏رسول خدا (ص) مى‏خواست سر از سجده بردارد، ایشان را مى‏گرفت و در کنارش‏ مى‏نهاد و وقتى به سجده مى‏رفت آن حضرت مجدداً بر پشت پیامبر (ص) سوار مى‏شد. او پیوسته چنین مى‏کرد تا آنکه پیامبر (ص) از نماز فارغ شد. در این هنگام مرد یهودى گفت اى ‏محمد (ص) شما با کودکان کارى انجام مى‏دهید که ما چنین نمى‏کنیم. پیامبر (ص) فرمود اگر شما به خدا و رسولش ایمان داشته باشید، به کودکان مهربانى مى‏کنید. مرد یهودى گفت: من به خدا و فرستاده‏اش ایمان آوردم! بدین ترتیب با دیدن این بزرگوارى از پیامبر با آن ‏عظمت جایگاه، اسلام آورد. [30]

این حرکت پیامبر (ص) یک راه‌کار مهم در تبلیغ دین مى‏باشد. راه‌کارى که برگرفته از آموزه‏هاى قرآنى مى‏باشد آن‌جا که فرمود:

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لاَ تَفْعَلُونَ»؛ اى کسانى که ایمان آورده‌اید چرا چیزى مى‏گویید که در مقام عمل خلاف آن انجام مى‏دهید».[31]

در نظرگاه استاد مطهرى یک فرق میان مکتب انبیا و مکتب فلاسفه و حکما این است که‏ حکما اهل نظریه و تعلیم و تدریس مى‏باشند و سر و کارشان تنها از راه زبان با افکار و ادراکات بشر است. ولى پیامبران به آنچه مى‏گویند قبل از آنکه از دیگران تقاضاى عمل ‏بکنند، خودشان عمل مى‏کنند و لهذا تا اعماق روح بشر نفوذ مى‏نمایند. قلب و احساسات‏ بشر را تحت تصرف خویش درمى‏آورند. اولیاى دین مردم را با عمل خود تحت تأثیر قرار مى‏دادند.[32]

شما مبلغان دینى مى‏دانید که عموم مردم به ویژه نسل جوان بیشتر به عمل شما نگاه مى‏کنند تا محتواى پیامتان. به همین جهت خداوند متعال در آیه‏اى مبلغان بدون عمل‏ را مورد نکوهش قرار مى‏دهد و مى‏فرماید: آیا مردم را به نیکى فرمان مى‏دهید و خودتان را ‏از یاد برده‏اید در حالى که کتاب الهى را تلاوت مى‏کنید، آیا خرد نمى‏ورزید!؟

«أَتَأْمُرُونَ ‏الْنَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْکِتَابَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ» [33]

در آیه دیگرى از برانگیخته شدن خشم الهى نسبت به کسانى یاد مى‏کند که سخن‏ مى‏گویند ولى بدان جامه عمل نمى‏پوشانند. [34] رسول اکرم (ص) اولین عمل ‌کننده به سخنان خود بود. اگر تشویق به جهاد مى‏کرد خود پیشاپیش همه در میدان بود. اگر بحث از انفاق و تعاون داشت، خود در این زمینه نه تنها هم‌گام مردم، بلکه پیش‌رو مردم بود و اگر بحث از لغو امتیازات طبقاتى داشت، خود به عنوان نمونه با بردگان مى‏نشست و غذا مى‏خورد و با اصحاب صفه به گفتگو مى‏پرداخت. خود کار مى‏کرد و آن‌گاه مردم را به کار و تلاش فرامی‏خواند. ایشان در کندن خندق به سربازان کمک مى‏کرد و در هیچ وضع و حالتى از همگامى با امت خوددارى نمى‏کرد. [35]

 7. تبلیغ تدریجى

نمى‏توان انتظار داشت که همه مردم به یکباره به انجام نیکى‏ها و ترک بدی‌ها مبادرت ورزند. از این رو تبلیغ دین که در راستاى تربیت دینى صورت مى‏گیرد، باید به تدریج انجام شود، تا مردم طاقت پذیرش آن را داشته باشند. شما پیام‏گزاران دینى همچون طبیب‌هایی هستید که ‏مى‏خواهید بیماری‌های اخلاقى و فکرى جامعه را مداوا کنید. پس با حوصله، دقت و تأنى ‏کار خود را انجام دهید و در صدد نباشید یک‌شبه راه صد ساله را طى کنید. باید بدانید تبلیغ ‏تدریجى رمز موفقیت شماست و مى‏توانید از این طریق بسیارى از مشکلات را حل کنید. فراموش نکنید که موفقیت پیامبر اسلام در سایه تبلیغ تدریجى‏اش به دست آمد.

قرآن کریم هم در طول سال‌های پس از بعثت به تدریج بر حضرت محمد (ص) نازل ‏گردید تا آن حضرت نیز به تدریج بر مردم قرائت و ابلاغ فرماید؛ چرا که زمینه تبلیغى خیلى از امور فراهم نبود؛ تحریم شرب خمر و ربا از این نمونه مى‏باشد. آن بزرگوار در یک مرحله به صورت انفرادى و غیر علنى، مردم را به دین دعوت مى‏نمودند. امام صادق (ع) مى‏فرماید: پس از نزول وحى، رسول خدا (ص) 13 سال در مکه ماند که سه سال آن با دعوت ‏پنهانى گذشت، تا آنکه خدا فرمان علنى دعوت را اعلام و پیامبر دعوت خود را آشکار نمود. [36] در مرحله علنى با انذار خویشان آغاز گردید. در تفسیر «دُرّ‌المنثور» چگونگى علنى شدن دعوت پیامبر را این‌گونه نقل مى‏کند که پیامبر (ص) بر بالاى کوه صفا ایستاد و قریش را ندا داد. چون اجتماع نمودند، چنین فرمود: اگر به شما خبر دهم که گروهى در پایین کوه بر ضد شما جمع شده‏اند، آیا مرا تصدیق مى‏کنید؟ گفتند: آرى، تو پیش ما متهم نیستى و ما هرگز از تو دروغی نشنیده‏ایم. فرمود، پس شما را به عذاب دردناک هشدار مى‏دهم... ابولهب برخاست و فریاد برآورد که همین امروز بمیرى! مردم از اطراف او پراکنده شدند و خدا این آیه را نازل فرمود: «تَبَّتْ یَدَا أَبِی لَهَبٍ وَتَبَّ» [37]

 8 . عفو و گذشت

یکى از راهکارهاى نبى مکرم اسلام (ص)، عفو و گذشت نسبت به افراد خطاکار بود. در این رابطه خداوند در آیات متعددى پیامبر را به گذشت امر مى‏کند. در آیه‏‌اى ‏مى‏فرماید: از پرتو رحمت الهى در برابر آن‌ها نرم و مهربان شدى و اگر خشن و سنگدل بودى ‏از اطراف تو پراکنده مى‏شدند، بنابراین آن‌ها را عفو کن و براى آنان آمرزش بخواه. [38]

امام صادق (ع) مى‏فرماید: بعد از فتح مکه، پیامبر اکرم (ص) بر کوه صفا بالا رفت و فریاد زد: بنى‌هاشم، فرزندان عبدالمطلب، من رسول و فرستاده پروردگار به سوى شما هستم و دل‌سوز شما می‏باشم. [39] به نقل ابن‌اثیر، از مردها در کوه صفا بیعت گرفت که تا توان دارند مطیع خدا باشند.[40] عفو در جریان فتح مکه، ما را به چند نکته مهم راهنمائى مى‏کند.

1) پیامبر اکرم (ص) سعى مى‏کرد که مکه را بدون جنگ و خون‌ریزی فتح نماید.

2) پیامبر (ص) بر طبق مقررات اسلامى مى‏توانست مردم مکه را از بین ببرد و مى‏توانست آن‌ها را اسیر نماید ولى با بزرگوارىِ روح و عظمتِ فوق‏العاده همه آن‌ها را با جمله «اذهبوا فانتم الطلقاء» آزاد کرد.

3) عفو پیامبر از کفار و مشرکین سبب جذب آن‌ها به اسلام و جلوگیرى از خون‌ریزى و فتنه‏هاى زیاد و کینه‌توزى‏هاى عمیق شد.

4) اگر پیامبر اساس کار خود را بر گذشت و عفو نمى‏گذاشت، مسلمان‏هایى که از مشرکان‏ مکه صدمات فراوانى خورده بودند در چنین شرایطى که قدرت به دست آورده بودند دست ‏به انتقام مى‏زدند و آن‌چنان هرج و مرج شدیدى پدید مى‏آمد که مانع رشد اسلام مى‏گردید.[41]

 9. در نظر گرفتن ظرفیت فکرى مخاطبان

پیام‌گزارى که مى‏خواهد پیامى را به گیرندگان منتقل کند، قبل از هر چیز باید سطح علم و آگاهى آنان را مورد توجه قرار دهد. اصولاً اگر ارسال پیام بر اساس معرفت و آگاهى پیام‏گیرندگان صورت نگیرد، تلاش پیام‌گزار در دسترسى به اهدافش بى‏ثمر خواهد ماند. امام صادق (ع) مى‏فرماید: هرگز رسول خدا (ص) با مردم به اندازه عمق عقل خود سخن نگفت [42] (یعنى معیار گفتار آن بزرگوار درجات آگاهى و معرفت مخاطبان بوده است) این‏ راه‌کار از ویژگی‌های پیامبر اکرم (ص) در تبلیغ دین اسلام بوده است. آن حضرت در فراز دیگری مى‏فرماید: تفاوت فهم سلمان با دیگران به اندازه‏اى بود که رسول اکرم (ص) و على (ع) از اسرار علم الهى چیزهایى را به سلمان مى‏گفتند که دیگران قدرت تحمل آن را نداشتند.[43]

بنابراین قبل از انتقال پیام باید از سطح آگاهى مخاطبان آگاه باشید.

حضرت على (ع) درباره پیامبر (ص) مى‏فرماید: پیامبر طبیبى است که در میان بیماران‏ مى‏گردد تا دردشان را درمان کند، داروها و مرهم‏هاى خود را مهیا کرده است و ابزار جراحى ‏خویش را گداخته است تا هر زمان که نیاز افتد آن را بر دل‌های نابینا و گوش‌های ناشنوا و زبان‌های ناگویا بگذارد.[44]

استاد مطهرى در شرح این حدیث مى‏فرماید: «پیامبر ابزار و وسایلى به کار مى‏برد. یک‏جا قدرت و میسم (داغ) به کار مى‏برد یک جا مرهم. یک جا با خشونت و صلابت رفتار مى‏کرد و یک جا با نرمى. ولى مواردش را مى‏شناخت. در هر جا که از این وسایل استفاده ‏مى‏کرد در جهت بیدارى و آگاهى مردم استفاده مى‏کرد. شمشیر را جایى مى‏زد که مردم را بیدار کند نه به خواب کند. اخلاق را در جایى به کار مى‏برد که سبب آگاهى و بیدارى مى‏شد».[45]

لذا پیامبر (ص) مى‏فرماید: «ما پیامبران مأموریم که با مردم به اندازه عقلشان سخن بگوییم.»[46] مولوى به مضمون حدیث اشاره کرده و مى‏گوید:

پس همى گوید به اندازه عقول/ عیب نبود، این بود کار رسول

ایشان در توضیح حدیث ادامه مى‏دهد که در مکتب و روشى که انبیا دارند، همه گونه شاگرد مى‏تواند استفاده کند. همه جور متاع در آن‌جا هست، هم عالى که افلاطون باید بیاید شاگردى کند و هم پایین که به درد یک پیرزن مى‏خورد. بر سر در هیچ مکتب پیامبرى ‏نوشته نشده که هر کس مى‏خواهد از اینجا استفاده کند باید فلان قدر تحصیل کرده باشد، زیرا «انا معاشر الانبیاء امرنا ان نکلم الناس على قدر عقولهم»[47]

 10. ارسال نامه به سران و پادشاهان جهان

در تاریخ آمده است که یکى از کارهاى مهم رسول اکرم (ص) تشکیل دیوان ‌الرسائل یا دبیرخانه بوده و همیشه‏ گروهى از کاتبان، نامه‏ها و فرمان‏هاى پیامبر(ص) را مى‏نوشتند و به وسیله پیک مى‏فرستادند و نامه‏هاى رسیده را نیز به نظر ایشان مى‏رساندند و اگر احتیاج به ترجمه داشت ترجمه مى‏کردند.[48]

این حرکت پیامبر اسلام یک راه‌کار مهم در تبلیغ دین به شمار مى‏رود، اگر قوانین دینى ‏و آموزه‏هاى آن، جهان شمول مى‏باشد، راه‌کارهاى تبلیغاتى آن هم باید متناسب با آن، فرامنطقه‏اى باشد و پیامبر اسلام با حرکت تبلیغى خود این را اثبات کردند. استاد جعفر سبحانی مى‏نویسد: نامه‏هاى پیامبر مکرم اسلام (ص) روشى بسیار نوین و ابتکارى در دیپلماسی بود که هرگز بى‏اثر نبود. همچنان که مى‏توان آن را بهترین گواه بر قوت ایمان آن حضرت شمرد، زیرا کسى که هنوز از زیر فشار شکنجه قوم خود نجات نیافته و چندان‏ نیرو و ارتشى نداشت، با کمال صراحت و شجاعت امپراتور ایران و همچنین سایر زعما و رهبران جهان را به سوى اسلام فراخواند؛ در حالى که هنوز حتى در شبه‌جزیره عربى ‏استقرار کافى نیافته بود و همین روش و دیپلماسى پیامبر بود که بعضى از زمام‌داران را به دین اسلام متمایل ساخت.[49] پروفسور محمد حمیداللَّه، استاد دانشگاه پاریس در کتاب «الوثائق‌السیاسیه» 29 نامه آن حضرت و مرحوم آیت‌اللَّه احمدى میانجى در کتاب «مکاتیب‏الرسول» صورت 186 نامه از نامه‏هاى پیامبر(ص) را ذکر کرده‏اند.

 11. مردمى بودن

قرآن درباره پیامبر(ص) مى‏فرماید: به یقین رسولى از خود شما به سویتان آمد که رنج‏هاى شما بر او سخت است و اصرار بر هدایت شما دارد و نسبت به مؤمنان رئوف و مهربان است

«لَقَدْ جَاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَاعَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَحِیمٌ»[50]

به تعبیر مفسرین، عبارت «من انفسکم» در جمله «لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ» اشاره به شدت ارتباط پیامبر (ص) با مردم دارد؛ گویى پاره‏اى از جان مردم و از روح جمعى در شکل ‏پیامبر (ص) ظاهر شده است. به همین دلیل تمام دردهاى مردم را مى‏داند، از مشکلات آنان آگاه است و در ناراحتی‌ها و غم‌ها با آنان شریک می‌شود.[51] پس از ذکر صفت «مِنْ أَنْفُسِکُم‏» به سه قسمت دیگر از صفات ممتاز پیامبر (ص) که در تحریک عواطف اثر دارد اشاره مى‏کند. اول ‏مى‏گوید «عَزِیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ» که هرگونه ناراحتى و زیان و ضررى به شما مى‏رسد براى ‏او سخت ناراحت‌کننده است. دیگر این‌ که او سخت به هدایت شما علاقه‏مند است «حَرِیصٌ عَلَیْکُمْ» و آخر این‌ که مى‏فرماید «بالمؤمنین رئوف رحیم» یعنى او نسبت به مؤمنان رئوف و رحیم است.

 12. شرح صدر

شرح صدر به معنى توسعه، توانایى و آمادگى قلب، فکر و روح آدمى در پرتو انوار و الطاف الهى براى دریافت و پذیرش حقایق و معارف دینى و تحمل و شکیبایى در برابر ناملایمات و مشکلات تبلیغ دین است.[52] روایت شده است پس از این که رسول گرامى اسلام(ص) آیه ‏شریفه: «فَمَن یُرِدِاللّهُ أَن یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلاَمِ»[53] را تلاوت فرمود از ایشان پرسیدند معنى شرح صدر چیست؟ فرمود نورى است که در قلب آدمى تابانده مى‏شود و در اثر آن‏ قلب وسعت (آمادگى براى قبول حق) مى‏یابد.[54] در حدیث مى‏خوانیم پیامبر(ص) فرمود: بیشترین ‏دعاى من و دعاى پیامبران پیش از من در عرفه این دعاست: خدایا در دلم و گوشم و چشمم‏ نور قرار بده، خدایا به من شرح صدر بده و کارم را آسان کن.[55]

 آثار و نشانه‏هاى شرح صدر

1) اگر شما پیام‌گزار دینى از موهبت شرح صدر بهره‏مند باشید، براى از دست دادن ‏امکانات مادى، موقعیت سیاسى‌اجتماعى و پست و مقام، دل‌تنگ و اندوهگین نمى‏شوید و پاداش‌های بى‏پایان الهى و سراى جاوید آخرت را فراروى خود مى‏بینید. از رسول خدا (ص) پرسیدند نشانه شرح صدر چیست؟ فرمود روى‌گردانى از خانه فریب (دنیا) به سراى‏ جاودانگى (آخرت) و مهیا شدن براى مرگ پیش از آنکه فرا رسد.[56]

2) خشونت و بى‏ادبى مخاطبان ناآگاه شما را آزرده خاطر و خشمگین نمى‏سازد. در این‏ مورد مى‏توان به سعه‌صدر پیامبر بزرگوار اسلام (ص) در پاسخ به پرسش‏هاى توأم با خشونت ضمان‌بن‌ثعلبه، فرستاده بنى‌سعد‌بن‌بکر و در نهایت مسلمان شدن او و قبیله‏اش ‏اشاره نمود.[57]

3) در نفرین و مجازات مخالفان شتاب نمى‏ورزید. خداى مهربان به رسول اکرم (ص) مى‏فرماید: «فَاصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ وَ لاَ تَکُن کَصَاحِبِ الْحُوتِ»[58] صبر کن و منتظر فرمان پروردگارت ‏باش و مانند صاحب ماهى (یونس) مباش که در تقاضاى مجازات قومش عجله کرد و گرفتار مجازات ترک اولى شد.

از این رو آن حضرت هنگام مواجهه با آزار و اذیت مردم به‏جاى نفرین و گلایه، براى آن‌ها دعا مى‏کرد «اللَّهُمَّ اهْدِ قَوْمِی فَإِنَّهُمْ لَا یَعْلَمُون‏»[59] پروردگارا ملتم‏ را هدایت فرما که نادان‏اند.

 13. تبشیر و انذار

تشویق، به معنى برانگیختن، به شوق در آوردن[60] و راغب نمودن و تنبیه به معنى بیدار نمودن و آگاهى دادن است.[61]

قرآن از واژه تبشیر و انذار استفاده مى‏نماید و درباره پیامبر اکرم(ص) مى‏فرماید ما تو را مبشّر و نویددهنده فرستادیم.[62]

تشویق و تبشیر موجب ترویج ارزش‌ها و حرکت به سوى تکامل است. با تشویق ‏مى‏توان اراده و روحیه افراد را قوى و پربار نمود. همچنان که تنبه براى پیشگیرى و درمان ‏بسیارى از ناهنجاری‌ها راه گشاست.

شما پیام‌گزاران با تشویق مى‏توانید ارزش‌های دین را در دل‌ها تثبیت کنید و با تنبیه افراد خطاکار آن‌ها را متوجه عادت‌های زشت و ناپسندشان نمایید و به آن‌ها بفهمانید که باید دست ‏از عملشان بردارند و گرنه سرنوشت شومى در انتظار آن‌ها خواهد بود. استاد مطهرى ‏مى‏فرماید تبشیر و انذار هیچ کدام به تنهایى کافى نمى‏باشد. تبشیر شرط لازم هست‏ ولى شرط کافى نمى‏باشد. انذار هم شرط لازم هست ولى شرط کافى نیست. در دعوت به تبلیغ دین، هر دو رکن باید باشد. اشتباه است اگر مبلغ تنها تکیه‏اش روى انذارها باشد و بلکه جانب تبشیر باید بچربد و شاید به همین دلیل است که قرآن کریم تبشیر را مقدم مى‏دارد.[63] در قرآن کریم و سیره معصومین، هم تشویق مطرح شده و هم تبیبه. به عنوان ‏نمونه قرآن به رسول گرامى اسلام(ص) مى‏فرماید مؤمنان را به جنگ با دشمن تشویق کن[64] و هنگامى که زکاتشان را مى‏پردازند بر آنان درود فرست و بریشان دعا کن.[65] و یا به عنوان‏ تنبیه مى‏فرماید: از جاهلان روى بگردان و در مسجد منافقان به عبادت نایست.[66]

از مهم‏ترین بشارت‏هاى پیامبر که خطاب به مشرکان براى پذیرش اسلام مى‏باشد، شعار بزرگ «قولوا لا اله الا اللَّه تفلحوا» (بگویید معبودى جز اللَّه نمى‏باشد تا رستگار شوید) است که سرلوحه دعوت و تبلیغ پیامبر اکرم(ص) بود. مژده به نعیم اخروى و بشارت به سعادت دنیوى در دعوت پیامبر زیاد به چشم مى‏خورد. هم‌چنین انذار و هشدار پیامبر به ‏مشرکان نسبت به عواقب کارشان در دستور کار پیامبر بود. استاد مطهرى معتقد است بعضى ‏دعوت‏ها تنها سوق دادن نمى‏باشد، بلکه تنفیر و نفرت ایجاد کردن و فرار دادن است. ایشان‏ معتقد است بسیارى از اوقات پدرها و مادرها یا بعضى از معلمان کارى مى‏کنند که در روح دانش‌آموز، حالت تنفر و گریز از مدرسه ایجاد مى‏شود. طبق سیره ابن‌هشام پیامبر(ص) وقتى معاذ بن‏ جبل را براى تبلیغ مردم یمن به یمن فرستاد، به او چنین توصیه کردند: «یا معاذ بشر و لا تنفر. یسر و لا تعسر»؛ براى تبلیغ اسلام، اساس کارت، تبشیر و مژده باشد؛ کارى کن که مردم ‏مزایاى اسلام را درک کنند و از روى میل و رغبت به اسلام گرایش پیدا کنند. پیامبر نفرمود و لا تنذر؛ چون انذار، جزو برنامه‏اى است که قرآن دستور داده، بلکه فرمود «لا تنفر»، کارى‏نکن که مردم را از اسلام فرارى دهى و متنفر کنى. مطلب را طورى تقریر نکن که عکس‏العمل روحى مردم فرار از اسلام باشد.[67]

 14. سازش‌ناپذیرى در اصول

سازش‌ناپذیرى در اصول به معنى داشتن قاطعیت، صلابت، انعطاف‌ناپذیرى در اصول و مبانى دین، ارزش‌ها و احکام الهى و حقوق مردم است. دشمنان خدا در طول تاریخ ‏در پى آن بودند که از حرکت‌های الهى پیامبران، در جهت پیاده شدن آموزه‏هاى دینى جلوگیرى کنند. در این مسیر، پیامبر خدا (ص) نیز با مشکلات و موانع متعدد و از جمله تطمیع و تهدید روبرو بود، ولى از رسالت الهى خویش کوتاه نیامد؛ بلکه فعالیت خویش را بیشتر و بیشتر نمود، به گونه‏اى که توانست سرود توحید را به گوش جهانیان برساند. پیامبر اکرم (ص) مى‏فرمود به خدا سوگند اگر آفتاب را در دست راست من و ماه را در دست چپ من قرار دهند (یعنى فرمان‌روایى همه جهان را به من دهند) که از تبلیغ آیین و از هدفم دست بردارم، هرگز چنین نخواهم کرد و هدف خود را تعقیب مى‏کنم تا بر مشکلات پیروز شوم و به ‏مقصد نهایى برسم و یا در راه هدف جان سپارم.[68]

مهم‏ترین موردى که لازم است پیام‌گزاران دینى به تأسى از پیامبر اسلام، در جهت حفظ آن استوار باشند، حفظ اصول و مبانى دین‏ مى‏باشد. هرگز راضى به کم‏ترین تحریف و انحراف در باورهاى دینى، ارزش‌ها و احکام الهى نشوید. با کسانى که ایمان و عقاید اسلامى را مورد تعرض قرار مى‏دهند، تسامح و تساهل روا مدارید. حفظ نظام اسلامى از مهم‌ترین واجبات شرعى است و همه ‏باید نسبت به آن اهتمام کامل داشته باشیم.

 15. تألیف قلوب و ایجاد وحدت

مبلغ بایستى در انجام رسالت الهى خویش در تألیف قلوب مردم و ایجاد وحدت بین آن‌ها کوشا باشد و این حرکت را به پیروى از پیامبر اکرم (ص) وظیفه اصلى خود بشمارد. یکى از کارهایى که پیامبر(ص) در همان ماه‌های اول ورود به مدینه انجام دادند، ایجاد اخوت بین مسلمان‏ها بود؛ یعنى مسلمان‏ها را با هم برادر کردند. بدین صورت که آن‌ها را دو به دو با هم برادر قرار داد و طبقات و خانواده‏هاى این‌ها و اشرافى‌گرى اشراف مدینه و قریش را رعایت نکرد و غلام ‏سیاهى را با یک نجفى بزرگ و آزاد شده‏اى را با یک آقازاده معروف و بنى‌هاشم را با قریش‏ برادر کرد. او با این کار زمینه برادرى را در بین مردم ترویج کرد. بکوشیم زمینه برادرى را در میان همه مردم و میان هم طوایف و فرق ترویج کنیم. اندکى تأمّل ما را متوجه این نکته ‏مى‏کند که امروز سرنخ بسیارى از اختلافات بین مسلمین، به دست قدرت‌های استکبارى‏ مى‏باشد که مى‏کوشند جایگاه وحدت دینى را در بین مردم کم رنگ کنند. باید بکوشیم با این‏حرکت، مقابله کرده و وحدت را ترویج کنیم. مقام معظم رهبرى در خصوص وحدت مى‏فرمایند:

«دو جهت‏گیرى اساسى در وحدت وجود دارد، یکى عبارت از رفع اختلافات و تناقض‌ها و درگیرى‏ها و تضادها که از قرن‌ها پیش تا امروز بین طوائف و فرق مسلمین وجود داشته و همیشه به ضرر مسلمین بوده است. دیگر این که وحدت باید در خدمت و در جهت حاکمیت ‏اسلام باشد والا هیچ است. علماى اسلام قبول دارند که قرآن مى‏فرماید: «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِیُطاعَ بِإِذْنِ اللَّه‏» [69] پیامبر که نیامد نصیحتى بکند، حرفى بزند، مردم هم کار خودشان را بکنند و به او هم احترامى بگذارند، آمد تا مورد اطاعت قرار بگیرد. جامعه و زندگى را هدایت کند. نظام را تشکیل دهد و انسان‌ها را به سمت اهداف زندگى درست پیش ببرد».[70]

 نتیجه‌گیری

با دقت در سیره عملى و تبلیغى پیامبر(ص) روشن مى‏شود که مبلغان و پیام‏گزاران باید از برجسته‏ترین افراد باشند و در کارهاى بایسته و شایسته و پرهیز از بدى، پیشگام و جلودار باشند. باید باورهاى دینى و معرفتى در آنان همچون پیامبر(ص) نمونه باشد. اخلاق معاشرتى ‏مبلغان مانند پیامبر(ص) باید در حد بسیار مطلوبى باشد، به گونه‏اى که هر کس آنان را مى‏بیند گمشده خود را در آنان دریابد. مردم باید بى‏اعتنایى به دنیا، آزادگى، دل‌سوزى و گذشت را در وجود مبلغ ببینند. همچنان که باید تواضع، شجاعت و شهامت را در وى مشاهده کنند. آرى پیام‏گزار دینى آنچه را که از دین براى مردم مى‏گوید، مردم همان را در عمل او ببینند. رویکرد پیامبرانه در دهکده جهانى، بهترین روش براى دعوت مردم به دین ‏خدا مى‏باشد و راه‌کارهاى تبلیغى نبى اکرم(ص) ما را به آن رویکرد نزدیک مى‏کند.

[27] - علامه مجلسی، بحارالانوار، ج16، ص215.

[28] - قمی، شیخ عباس، سفینه‌البحار، ج1، ص416.

[29] - علامه مجلسی، بحارالانوار، ج16، ص231.

[30] - علامه مجلسی، بحارالانوار، ج43، ص296.

[31] - قرآن کریم، سوره صف، آیه2.

[32] - مطهری، مرتضی، حکمت‌ها و اندرزها، ص223.

[33] - قرآن کریم، سوره بقره، آیه44.

[34] - قرآن کریم، سوره صف، آیه2.

[35] - قائمی، علی، روش دعوت محمد(ص)، صص72ـ73 با اندکی تصرف.

[36] - علامه مجلسی، بحارالانوار، ج8، ص359.

[37] - عباسی، مصطفی، اسوه‌های قرآنی و شیوه‌های تبلیغی آنان، ص126.

[38] - قرآن کریم، سوره آل‌عمران، آیه159.

[39] - علامه مجلسی، بحارالانوار، ج8، ص359.

[40] - ابن‌اثیر، الکامل، ص85.

[41] - ر. ک. خورشید اسلام چگونه شکل گرفت، ص197.

[42] - علامه مجلسی، بحارالانوار، ج1، ص85.

[43] - علامه مجلسی، بحارالانوار، ج22، ص331.

[44] - نهج‌البلاغه، خطبه 108.

[45] - مطهری، مرتضی، سیری در سیره نبوی، ص134.

[46] - تبلیغ در قرآن و حدیث، ص289.

[47] - مطهری، مرتضی، ده گفتار، ص201.

[48] - مبانی حکومت اسلامی، ص289، ترجمه داود الهامی.

[49] - مبانی حکومت اسلامی، ص17، ترجمه داود الهامی.

[50] - قرآن کریم، سوره توبه، آیه128.

[51] - تفسیر نمونه، ج8، ص206.

[52] - با استفاده از العین، مفردات راغب، لغت‌نامه دهخدا و المیزان، واژه صدر.

[53] - قرآن کریم، سوره انعام، آیه125.

[54] - سیوطی، الدرالمنثور، ج3، ص45.

[55] - تبلیغ در قرآن و حدیث، ص206.

[56] - تبلیغ در قرآن و حدیث، ص61.

[57] - ر. ک. سیره‌النبویه، ابن‌هشام، ج4، ص219.

[58] - قرآن کریم، سوره قلم، آیه48.

[59] - بحارالانوار، ج20، ص21.

[60] - سعیدالخوری، اقرب‌الموارد، ج3، ص118.

[61] - دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه ج15، ص719.

[62] - قرآن کریم، سوره احزاب، آیه45.

[63] - مطهری، مرتضی، سیری در سیره نبوی، صص219ـ206.

[64] - قرآن کریم، سوره انفاق، آیه65.

[65] - قرآن کریم، سوره توبه، آیه103.

[66] - قرآن کریم، سوره انعام، آیه68، سوره اعراف، آیه199 و سوره توبه، آیه108.

[67] - مجموعه آثار، ج16، ص156.

[68] - فروغ ابدیت، ج1، ص267.

[69] - قرآن کریم، سوره آل‌عمران، آیه103.

[70] - حدیث ولایت، ج5، ص242.

نویسنده: دکتر حمید نگارش (استادیار پژوهشکده تحقیقات اسلامی)

منبع: hablolmatin.dmsonnat.ir

 

برچسب ها
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: