کد خبر: 40131460
تاریخ انتشار: چهارشنبه 15 ارديبهشت 1395
خانه » حواشی » رسالت » تعداد مبلغان طرح هجرت فقط کفاف دو استان را می دهد/ نیاز شهرها به روحانی کمتر از روستاها نیست
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
گفتگو با حجتالاسلام والمسمین روستاآزاد؛:

حجت الاسلام روستاآزاد تصریح کرد: در کشور نزدیک به ۸۰ هزار مسجد داریم یعنی به تناسب جمعیت کشور به صورت میانگین برای حدود هزار نفر، فقط یک مسجد موجود است.

به گزارش چی 24 به نقل از رسالت:
 
 
 

در سالیان اخیر موضوع هجرت فضلا و طلاب مورد توجه جدی رهبر معظم انقلاب مراجع عظام تقلید و علما قرار گرفته است و قطعاً یکی از ویژگی های حوزه انقلابی عمل کردن به سیره علمای گذشته و هجرت به بلاد اسلامی برای حراست از ارزش های دینی و مصون داشتن ارادتمندان به اسلام و اهل بیت از هر گونه شبهه اعتقادی است. در این زمینه گفتگویی با حجت الاسلام و المسلمین سعید روستاآزاد، معاون فرهنگی و تبلیغی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم داشتیم که در ادامه می خوانیم.

جناب آقای روستا آزاد؛ جنابعالی سال ها در عرصه تبلیغ دینی در کشور فعالیت کرده اید و هم اکنون نیز در جایگاه معاونت فرهنگی تبلیغی دفتر تبلیغات حضور دارید. از ضرورت هجرت طلاب و نیاز جامعه به این حرکت برای ما بفرمایید.

آنچه که از آیات و روایات به دست می آید، این است اصلی ترین وظیفۀ طلاب و دانش آموختگان حوزه های علمیه، رساندن پیام دین به مردم و مخاطبان است؛ چراکه اهمیت تحصیل و پژوهش، خروجی و دستاوری است که در اختیار مخاطبان قرار گرفته و نقش خود را در حوزۀ عمل و زندگی آنان نشان می دهد.

آیه «نفر» یکی از آیاتی است که بر این موضوع تأکید کرده و فلسفه تأسیس حوزه علمیه می باشد که به سه مرحله اشاره می کند؛ تفقه در دین، انذار و در پایان، تقوای مردم؛ به این معنا که حضور در حوزه و تفقه در دین باید مقدمه ای برای انذار و آن هم مقدمه ای برای خداترسی و تقوای مردم باشد.

به نظر شما آیا این اتفاق افتاده و نتیجۀ مورد نظر حاصل شده است؟

بنده اعتقاد دارم که آن دو نتیجه یعنی انذار و خداترسی در جامعه کنونی به دست نیامده است.

چرا؟
برای پاسخ به این سؤال، باید به این مطلب پی ببریم چه اتفاقی در مقدمات این موضوع افتاده است که نتایج مورد نظر حاصل نشده است؛ چراکه بنا بر تصریح آیه اگر «تفقه» درست باشد، باید آن دو نتیجه را نیز دربر داشته باشد.

آیا مقدمات ما مشکلی داشته است که نتایج مورد نظر به دست نیامده است؟

برای پاسخ به این سؤال ابتدا به چند آمار اشاره می کنم.

اولا: جمعیت حوزویان ما نسبت به پیش از انقلاب قریب به ده برابر افزایش داشته است؛ یعنی از حدود ۱۰ هزار نفر به بالای ۱۰۰ هزار نفر رسیده است و اگر بخواهیم آمار طلاب خواهر را نیز اضافه کنیم، نزدیک به ۱۷۰-۱۸۰ هزار محصل حوزوی داریم اما در این مجال فقط برادران طلبه را در نظر می گیریم که جمعیت آنان بیش از ده برابر شده است.

ثانیا: جمعیت کشور ما نسبت به پیش از انقلاب قدری بیش از دو برابر شده است.

ثالثا: در کشور نزدیک به ۸۰ هزار مسجد داریم که اگر جمعیت شیعه کشور را حدود هفتاد میلیون نفر بدانیم، به صورت میانگین برای هر یک هزار نفر یک مسجد موجود است.

رابعا: در ماه رمضان و دهۀ اول محرم (که اوج ایام تبلیغ است) بیش از سی درصد مساجد ما امام جماعت و روحانی ندارند و این رقم در سایر ماه های سال به بالای ۵۰ درصد می رسد؛ یعنی نیمی از مساجد کشور در طول سال امام جماعت ندارند.

خامسا: اهل سنت کشورمان که حدود هفت تا هشت میلیون نفر برآورد می شوند، ۱۳ هزار مسجد در اختیار دارند؛ یعنی در کشور برای هر ۶۰۰  نفر از اهل سنت یک مسجد و برای هر یک هزار شیعه یک مسجد داریم.

بر اساس گفته های مسئولان هیچ مسجدی از اهل سنت بدون امام جماعت نیست و بسیاری از مساجد بیش از دو یا سه امام جماعت دارند؛ حتی روستاهای کوچک نیز یک امام جماعت مخصوص دارند.

بنده در منطقۀ بلوچستان به روستایی رفتم که ۴۰۰ تا ۵۰۰ خانوار جمعیت داشت و در آن چهار مسجد که هر کدام یک امام جماعت مخصوص داشتند، فعالیت می کرد.

در میان شیعیان نیز صرفا در پنج هزار (یا در خوشبینانه ترین حالت هفت هزار) مسجد، سه وعده نماز جماعت برگزار می شود.

در  عرصه تبلیغ  حتی مأموریت حداقلی  انجام نشده است؟

این آمار نگران کننده حاکی از آن است بعد از انقلاب، حوزه  با همه گسترشی که به برکت خون شهدا داشته اند، آن مأموریت حداقلی خود را که «در دسترس بودن امام جماعت برای مردم است» برآورده نکرده اند، وقتی به این آمار نگاه می کنیم نتیجه می گیریم اتفاقی که باید در قالب هجرت رخ می داد، محقق نشده   وظیفۀ انتقال پیام از طریق آنان  به صورت  کامل اتفاق نیفتاده است.

آیا قرار است همۀ کسانی که وارد حوزه می شوند چنین دغدغه ای داشته باشند؟ به نظر می رسد در حوزه بیشتر دغدغه های علمی مطرح و مورد توجه است.

به اعتقاد بنده که مطالعاتی بر این مباحث داشته ام، بخش عمدۀ این مشکل که حوزه ها به آن دچارند، به ترتیبات و تقنینات کلان حوزه مربوط می شود.

حوزۀ ما حوزه ای تحصیل محور است و این وضع، در ارکان و اضلاع مختلف اثر خود را بر جا می گذارد.
نمی توان از حوزه ای که همه چیز در آن بر اساس «تحصیل»، تقنین و ترتیب داده شده است توقع «تبلیغ محوری» داشت و برای روشن شدن این مسئله چند مثال می زنم. به طلبه گفته می شود: «اگر می خواهی شهریه دریافت کنی، باید در حوزه حضور داشته باشی»یا گفته می شود: «شما موظفی این دروس را بخوانی و در آخر سال امتحان بدهی و اگر این اتفاق نیافتد شما نمی توانی از مزایای حوزه بهره مند شوی»؛ یا به طلبه ای که مایل است به شهرک مهدیه برای اسکان برود، می گویند: «شما به شرطی می توانی در این شهرک ساکن شوی که فلان پایۀ تحصیلی را گذرانده باشی و تمدید معافیت تحصیلی، دفاع از پایان نامه و ... هم تابع گذراندن مدارج تحصیلی است؛ اما نکته ای که باید به آن توجه شود، این است که امکانات موجود در حوزه هیچگاه در خدمت تبلیغ قرار نمی گیرد؛ البته درست است که داشتن «گواهی تبلیغ» برای اسکان در شهرک مهدیه، امتیاز است؛ اما شرط نیست؛ چراکه اصل و محور که تحصیل است، برای طلبه محقق شده است.

آیا این مسائل را باید نقص یک طلبه دانست؟؛ در حالی که طلبه برای بهره مندی از این امتیازات باید درس بخواند.

موارد مذکور نقص طلاب نیست؛ بلکه نقص قانون است که از ابتدا ذهن طلبه فقط درگیر تحصیل می شود.

علاج این نقائص را چه می دانید؟

باید از سال اول و دوم به طلاب گوشزد کرد که شما قرار است روزی مبلغ شوید؛ حتی اگر مجتهد و فقیه هم شدید، باید بخشی از فعالیت شما در حوزۀ اجتماع باشد.

استاد قرائتی از حضرت آیت الله فاضل لنکرانی نقل می کردند، آیت الله بروجردی می فرمودند: تمام روایاتی که در باب فضیلت علم آموزی داریم، مربوط به علمی است که نفعش به مردم برسد و در اختیار آنان قرار بگیرد؛ و الا صرف عالم شدن کافی نیست. اگر از ابتدا این نکته به طلاب گوشزد شود، وظیفه خود می دانند که تبلیغ را پیگیری نمایند.

نکته دیگر در علاج این نواقص، این است چون ما به رویکرد تحصیل محور توجه کرده ایم، این ذهنیت برای بخش قابل توجهی از حوزویان پدید آمده است اگر قرار است بنده فعالیت تبلیغی داشته باشم، باید یک نهاد یا سازمان از من حمایت کند و گرنه دلیلی ندارد من وارد وادی تبلیغ شوم؛ حال آنکه هیچ طلبه ای بابت حضور در جلسۀ درس، چیزی از نهادی طلب نمی کند؛ چراکه می داند شهریه ای که دریافت می کند، برای حضور در کلاس و تحصیل است.
این که مشاهده می شود طلاب برای تبلیغ، توقع مساعدت از سوی نهادها و سازمان ها را دارند، دالّ بر همان رویکرد تحصیل محوری است؛  در حالی که تبلیغ هم می تواند مجوز شهریه شود.
اگر این مقررات و قوانین اصلاح گردد، امید است که بخشی از مشکلات تبلیغ حل شود؛ و الا همچنان باید شاهد اعتراض مردم به این مطلب باشیم که چرا مساجد امام جماعت ندارند؟
چندی پیش به یکی از بخش های محروم کرمانشاه سفر کردم ۲۰۰ روستا از ۴۰ تا ۴۰۰ خانوار جمعیت داشت؛ اما در کل منطقه تنها ۵ مبلغ حضور داشتند. این موضوع در بقیۀ استان ها نیز مشهود است و کل مبلغان مستقر در روستاها زیر ۵ هزار نفر است.

این تعداد مبلغ و روحانی برای چه تعداد از روستاها کافی است؟

مثلا در استان لرستان دو هزار و ۷۰۰ روستای بالای ۲۰ خانوار جمعیت داریم که بدین ترتیب کل جمعیت روحانیون مستقر ما کفاف دو استان همانند لرستان را می دهد؛ در حالی که ما این تعداد را در ۳۱ استان توزیع کرده ایم.

تا این قسمت از گفتگو به بیان مشکل و راه حل آن پرداختیم. آیا جنابعالی برای حل این مشکل راهکاری خاص به مسئولان ذی ربط ارائه کرده اید؟

طرحی تهیه و به کمیسیون تبلیغ مجمع طلاب و نمایندگان حوزه ارائه کرده و چند جلسه نیز بر روی آن بحث کردند. همچنین این طرح به مدیران حوزه نیز ارائه شده است و خلاصۀ آن همین مطالبی است که عرض کردیم؛ به این معنا که امتیازاتی که به تحصیل طلاب داده می شود، باید برای تبلیغ نیز در نظر گرفته شود.

این طرح در چه مرحله ای قرار دارد؟

ظاهراً این در مراحل بررسی قرار داشته و تصویب نهایی آن به نظر مشکل می­آید.

چرا؟ مشکل چیست؟

نگاه ها باید تغییر کند و تصمیم گیری کلان حوزه باید به این سمت متوجه شود. دفتر تبلیغات اسلامی در میانۀ فرآیند تبلیغ است؛ یعنی شخصیت فردی که طلبه شده و به تحصیل علوم دینی می پردازد، در حوزه شکل گرفته و سپس در اختیار دفتر تبلیغات اسلامی قرار می گیرد.

فعالیتی که معاونت تبلیغ حوزه برای تربیت روحانیون طرح هجرت انجام داده است را به چه اندازه مؤثر می دانید؟

باید از همت معاونت تبلیغ حوزه برای پیگیری این موضوع تشکر کرد؛ اگر چه حضور سه هزار روحانی طرح هجرت یعنی در هر استان تقریبا صد نفر، بسیار کمتر از نیاز کشور است؛ اما این طرح از برخی جهات دارای محدودیت و اشکال است که به آن اشاره خواهیم کرد.
اولا: آنچه مورد نظر رهبر معظم انقلاب و مطالبۀ برخی مدیران حوزه ها و نهادهاست، این نبود که صرفا یک طلبۀ متوسط در محلی اسکان پیدا کند؛ بلکه لازم است فضلای حوزوی محل اسکان و فعالیت خود را تغییر دهند.

بخشی قابل توجه از عزیزان مستقر، از تحصیل کرده های سفیران هدایت بوده و در حوزه های بلند مدت تحصیل نکرده اند. این عزیزان نوعاً در حد پایۀ پنج، شش و هفت روحانی مستقر شده اند و بسیاری از آنان نیز اصلا از قم مهاجرت نکرده اند؛ بلکه در شهرهای خود بوده و روحانی مستقر شده اند؛ پس در واقع نوعا فضلای تحصیل کرده حوزوی در این مناطق حضور ندارند.

ثانیا: در این طرح از شهرها غفلت شده است. قانون طرح هجرت این است روحانی باید در روستایی باشد که مسافت قابل توجهی تا شهر داشته باشد؛ حال آنکه بخشی قابل توجه از نیاز تبلیغی ما در شهرک های اقماری اطراف شهرهاست که طبق قانون طرح هجرت روحانیون نمی توانند در آنجا مستقر شوند؛ در حالی که نیاز این شهرک ها بیش از نیاز یک روستای صد یا دویست خانواری است.

البته مجدداً تأکید می ­کنم با وجود این محدودیت ها، اصل همت مسئولان در معاونت تبلیغ که توانسته اند نزدیک به سه هزار نفر را در کل کشور اسکان دهند و همچنین سازمان تبلیغات که قریب به ۲ هزار نفر و دفتر تبلیغات ۲۰۰ نفر را در قالب طرح مهاجران (در مناطق آسیب پذیر و مختلط شیعه- سنی) مستقر کرده اند، شایستۀ قدردانی است و این برنامه­ ها در حد خود، فعالیتی ارزشمند و اثرگذار بوده و هست؛ اما با نقطه مطلوب و مورد مطالبۀ رهبر معظم انقلاب فاصله بسیاری دارد.

این که می فرمایید فضلای مقیم قم به شهرها و روستاهای دیگر بروند شاید ممکن نباشد؛ چراکه به هر حال بعضی از آنان در قم مشغول فعالیت هستند؛ اما سؤال مهم این است میزان توقع ما از یک روحانی مستقر که به روستا می رود چیست؟ آیا صرفاً به جا آوردن یک نماز میت و بیان کردن چند مسالۀ شرعی است؟

ابتدا باید بگویم که منظور بنده از فضلا، استادان حوزه نیستند؛ بلکه کسانی هستند که به عنوان مثال سطح را به اتمام رسانده و یکی دو سال در درس خارج شرکت کرده اند.
بر اساس اطلاعاتی که دارم، بیشتر طلاب طرح هجرت تا پایۀ پنجم و ششم تحصیل کرده اند؛ البته شاید کسی به این اطلاعات بنده اشکال کند؛ اما تا جایی که اطلاع دارم، اینگونه است؛ در حالی که می دانیم طلبه ای که سطح را تمام نکرده، به درستی نمی تواند در تبلیغ موفق باشد.
در زمان های گذشته، برای یک روستا، طلبه ای با دو یا سه سال تحصیل نیز می توانست پاسخگو باشد؛ اما امروز با وضعیت تحصیلی جوانان و نوجوانان و با توسعۀ شبکه های مجازی، فاصله ای میان روستا و شهر متصور نیست و همان اطلاعات و شبهاتی که در تلفن همراه یک ساکن شهر دیده می شود، در تلفن همراه یک جوان روستایی نیز وجود دارد.

آیا دفتر تبلیغات اسلامی می تواند برای موضوع هجرت طلاب طرحی جامع تهیه و از آنان حمایت کند؟

دفتر تبلیغات مانند مراکز دیگر با محدودیت های مالی رو به روست و عمدۀ حمایت دفتر به مناسبت های بزرگ تبلیغی معطوف می شود.

ما در ماه مبارک رمضان و دهۀ اول محرم، ۱۰ هزار روحانی و در سایر مناسبت های مهم همچون فاطمیه و ماه صفر، دو هزار نفر مبلغ را اعزام می کنیم؛ ولی استقرار روحانیون در نقاط مختلف نیاز به پشتیبانی دارد که از توان دفتر تبلیغات اسلامی خارج است.

منبع: بلاغ

 

برچسب ها
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: