کد خبر: 41565847
تاریخ انتشار: چهارشنبه 22 ارديبهشت 1395
خانه » حواشی » رسالت » ۱۵ اصل اساسی اولیه برای یک سخنرانی موفق
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
پایگاه فرهنگی تبلیغی رسالات:

آیا تا به حال فکر کرده اید که چرا افراد موفق، بزرگ و تاثیرگذار در جهان اکثراً سخنوران ماهری نیز هستند؟ چرا درباره موضوعاتی که در موردشان علاقه و اطلاعات داریم برای یکی دو نفر از دوستانمان به راحتی حتی برای چند ساعت می توانیم صحبت کنیم، ولی وقتی بخواهیم همین مطالب را برای جمع زیادی از مخاطبان بیان کنیم، دستپاچه و عصبی می شویم؟

به گزارش چی 24 به نقل از رسالت:
 
 

قبل از هر چیزی آیا تا به حال فکر کرده اید که:

چرا افراد موفق، بزرگ و تاثیرگذار در جهان اکثراً سخنوران ماهری نیز هستند؟ چرا درباره موضوعاتی که در موردشان علاقه و اطلاعات داریم برای یکی دو نفر از دوستانمان به راحتی حتی برای چند ساعت می‌ توانیم صحبت کنیم، ولی وقتی بخواهیم همین مطالب را برای جمع زیادی از مخاطبان بیان کنیم، دستپاچه و عصبی می‌‌شویم و به دلیل اضطراب حتی فراموش می‌ کنیم چه می ‌خواهیم بگوییم؟ آیا تا به حال تصور کرده ‌اید که روزی در برابر اجتماع عظیمی‌ از مخاطبان صحبت می‌ کنید و آن ها با اشتیاق تمام به صحبت های شما گوش می‌ دهند و شما نیز هم چنان با شور و حرارت سخنرانی می ‌کنید؟

آیا می ‌دانستید که صحبت کردن در برابر جمعیت، فقط برای عده خاصی از افراد مشکل نیست و این مسأله ای عمومی‌ست؛ حتی بهترین سخنرانان نیز در ابتدا دچار همین ترس و عدم تسلط بوده اند و توانایی صحبت کردن در برابر جمع استعدادی خدادادی نیست که فقط بعضی ‌ها از آن برخوردارند؛ بلکه با علاقه و تمرین مثل هر توانایی دیگری می ‌توان به مهارتی باور نکردنی در این‌ باره دست یافت؟ و نیز حتماً باور نمی ‌کنید که آموختن فنون و مهارت یافتن در سخنرانی حتی یک دهم آن چه عموم مردم تصور می ‌کنند، سخت و دشوار نیست؟

۱۵ اصل اساسی اولیه برای یک سخنرانی موفق

1) با شور و شوق و محکم و استوار شروع کنید.

- وانمود کنید که اعتماد به نفس و شهامت بالایی دارید حتی اگر این گونه نیست!!!

- تصور کنید که اگر به نحو مطلوبی از پس کار بر بیایید تا چه حد وجهه اجتماعی‌تان افزایش می‌یابد.

- طوری با اطمینان صحبت کنید که گویی همه جماعت به شما بدهکارند، تاثیر روانی این تصور در اوایل کار بسیار سودمند است.

- این مهم نیست که قلب شما در دقیقه ۳۰۰ بار می ‌زند!!! زیرا هیچ کس نبض شما را نگرفته است؛ پس شجاعانه قدم بردارید، قامتتان را راست کنید گویی عاشق سخن گفتن هستید.

- به هر حال همیشه همه انسان ها، شهامت را ستایش می ‌کنند.

2) دقیقاً  بدانید که در مورد چه چیزی می ‌خواهید صحبت کنید.

اگر از قبل در مورد سخنرانی فکر نکرده باشید و برای آن طرحی نداشته باشید حتماً در برابر شنوندگان احساس آرامش و اعتماد به نفس نخواهید داشت.

3) تمرین‌ـ تمرین‌ـ تمرین.

- یک ضرب المثل شیرین فارسی است که می‌ گوید:

کار نیکو کردن از پر کردن است

خواهی که شوی یک خوشنویس/ بنویس و بنویس و بنویس

- تمرین مهم ترین مسأله است شما با هر تمرین نیرومندتر و نیرومندتر می ‌شوید.

4) آمادگی قبلی.

- به معنی نوشتن مطالب به صورت دستوری و سپس حفظ کردن کلیه عبارات و متن سخنرانی نیست بلکه آمادگی قبلی یعنی تمامی ‌نکات و جوانب مختلف موضوع را قبلاً خوب مطالعه بررسی و درک کرده باشیم؛ واقعیت و درستی آن‌ها برای خود ما به اثبات رسیده باشد سپس در مورد طریقه ارائه آن فکر کنیم.

- هوسرل گفته معروفی دارد با این مضمون که اگر احساس می ‌کنید توانایی توضیح مطلبی را ندارید، مطمئن باشید که آن را به طور کامل درک نکرده ‌اید.

- مطالعه و جمع آوری مطالب مرتبط، خارج از متن اصلی (مثلاً از سایر کتب، مقالات و…) برای غنی و پربارتر کردن موضوعاتی که مطرح می کنیم، همواره  باعث می‌ شود که دانش، اطلاعات و در نتیجه تسلط ما درباره موضوع افزایش پیدا کند.

- حال می‌ پرسید که چگونه تمرین کنیم؟

5) خودتان را به تدریج آماده کنید.

- یک ارائه خوب باید تدریجاً تکمیل شود؛ «مثلاً طی یک یا دو هفته».

- در اوقات فراغتتان (مثلاً وقتی در سرویس نشسته اید یا در حیاط دانشگاه قدم می زنید) درباره ‌اش فکر کنید و در رویا و تصوراتتان آن را بپرورانید.

- با دوستانتان درباره آن صحبت کنید و سعی کنید هر چه به فکرتان می ‌رسد یادداشت کنید؛ به زودی ایده‌ ها و سوژه‌ های نابی به ذهنتان می‌ رسد.

- پس از این که مطالب آماده و تمامی ‌آن چه را که می‌ خواهید بیان کنید تنظیم کردید، در حالی که در خوابگاه هستید و یا حتی وقتی که در خیابان قدم می ‌زنید(!!!) به آرامی ‌آن را تمرین کنید.

- بهتر است با حرکات و ایما و اشاره هر چه بیشتر آن را طبیعی و با روح سازید و تجسم کنید که در برابر یک جمعیت واقعی سخن می‌ گویید.

- می ‌توانید به عنوان تمرین به مدت سه تا پنج دقیقه مطلبتان را دقیقا همان طور که می‌ خواهید در جلسه سمینار بیان کنید، برای هم اطاقی‌‌هایتان ارائه دهید.

- هر چه این تمرینات را بیشتر انجام دهید در عمل احساس اطمینان و راحتی بیشتری خواهید داشت.

- همیشه و در هر کاری ابتدا ۱۰۰ ایده نو جمع آوری کنید سپس ۹۰ تای آن را دور بریزید آن گاه در می ‌یابید که ۱۰ ایده عالی در اختیار دارید.

۶) مطالب را به سادگی صحبت های همیشگی خود بیان کنید.

اگر بخواهیم لفظ قلم یا کتابی صحبت کنیم کار بسیار دشوار می ‌شود؛ نیمی ‌از کلاممان محاوره ‌ای و نیمی ‌کتابی می‌ شود؛ عبارات نامأنوسی مثل «می ‌باشه»، «می ‌شوه» و… محصول سعی نافرجام برای کتابی صحبت کردن است.

7) با مخاطبانتان رو در رو باشید.

ارتباط چشمی ‌با مخاطب از اهمیت فوق العاده‌ای برخودار است.

۸) از روخوانی کردن بپرهیزید.

خواندن مطلب از روی یادداشت نیمی ‌از لطف سخنرانی را از بین می ‌برد و شنوندگان خیلی سخت سخنرانی‌ای که از روی یک نوشته روخوانی می‌شود را تحمل می ‌کنند.

۹) اول سخنران بعد سخن.

مهم ترین موضوع سخنرانی در برابر عموم خود گوینده است و آن چه بیان می‌ شود در مرتبه دوم قرار دارد.

۱۰) آن چه می ‌گویید به آن اندازه مهم نیست که چگونه آن را می ‌گویید.

تاثیر هر گفتار بیشتر متکی به نحوه بیان است تا محتوا و ارزش مطلب.

11) اگر وسط صحبت یادمان رفت که چه می ‌گفتیم...

فراموش کردن مطلب مسأله‌ ای محتمل است که ممکن است برای هر کسی خصوصاً در تجربیات اول پیش بیاید، در این شرایط معمولاً چند ثانیه ذهن قفل شده و بطور کلی فراموش می‌ کنیم که اصلاً راجع به چه چیزی صحبت می‌ کردیم. ولی خوشبختانه این حالت بسیار گذرا بوده و پس از چند لحظه (پنج تا ده ثانیه) دوباره همه چیز یادمان می‌ افتد. ولی ما نمی‌ توانیم  مخاطبان ‌را به حال خود‌ رها کرده ‌و به دنباله مطلب فکر کنیم. در این‌گونه موارد دو کار می‌ توان کرد:

- می‌توانیم یک یا چند  سوال از حضار بپرسیم. مثلاً آیا صدای ما به ردیف آخر می ‌رسه؟ یا مطالب تا این جا  مفهوم بوده؟ یا این که تا این جا کسی سوالی نداره؟

- راه بهتر این است که آخرین جمله ‌ای  را که گفتیم تکرار کرده و صحبت را از آن مورد تا چند جمله ادامه دهیم و در این فرصتی که ایجاد کردیم باید به ادامه موضوع بیندیشیم.

۱۲) مخاطب را نادیده نگیرید.

- به زمین یا هوا زل نزنید. در این حالت انگار با خودتان صحبت می‌ کنید. صحبت شما خشک و بی روح و کلامتان بی خاصیت می‌ شود.

- با جمعیت طوری صحبت کنید که گویا با شخصي آشنا صحبت می‌ کنید؛ مگر غیر از این است که جمعیت از افرادی نظیر او تشکیل شده است؟

- طوری با شنوندگان صحبت کنید که گویی منتظرید آن ها هر لحظه از جا بلند شده و با شما گفت‌وگو کنند.

- در مقابل آن ها لبخند بر لب داشته باشید.

- پوشیدن لباس پاکیزه و مرتب اهمیت زیادی دارد چون باعث تقویت اعتماد به نفس شده و هر اندازه که وضع ظاهری نامرتب و شلخته داشته باشید به همان میزان از توجه مخاطبان کم خواهد شد.

۱۳) آغاز مناسب

- شروع یک سخنرانی مانند آغاز یک سفر است؛ باید از قبل فکر کنیم که از کجا باید شروع کرد و از چه مسیری ادامه داد و در نهایت دقیقاً بدانیم که چه چیزی را به مخاطب باید انتقال دهیم.

- نباید صحبت را بیش از حد خشک و رسمی ‌آغاز کرد.

- ابتدای یک سخنرانی خیلی خیلی مهم است و انصافاً مشکل و در موفق بودن بقیه سخنرانی نقشی اساسی دارد. پس نباید آن را سرسری گرفت و باید برای آن طرحی داشت، مثلاً یک بیت شعر یا یک مقدمه کوتاه دو سه جمله ای یا مثل همین مطلب با چند پرسش.

- یک سخنران ماهر در خاطرات خود می ‌نویسد: «همیشه دو دقیقه قبل از سخنرانی ترجیح می‌ دادم مرا گلوله باران کنند ولی سخنرانی نکنم… اما… دو دقیقه قبل از پایان حتی با رگبار گلوله هم مایل به تمام کردن سخنرانی نیستم.»

۱۴) چگونگی بیان

- در گفتار خود روی کلمات مهم تکیه کنید و از کلمات کم اهمیت سریع عبور کنید.

- همیشه قبل و بعد از بایان نکات اساسی و مهم یک مکث کوتاه داشته باشید.

- یکنواخت و ماشینی صحبت نکنید، تن صدا و نحوه بیانتان را هر از چند گاه تغییر دهید.

- جملات و عبارات مهم را با تمایز و تاکید بیان کنید؛ مثلاً بلندتر و یا حتی آرام تر از باقی عبارات. تاثیر این کار دقیقاً مشابه ‌های‌ لایت کردن توسط ماژیک یا Bold کردن فونت در نوشته‌‌هاست.

- برای تأکید بیشتر بر مطالب مهم می ‌توانید آن ها را یک بار تکرار کنید ولی بهتر است در تکرار از بیان دیگری استفاده کنیم.

- زبان بدن (Body Language) از موفقیت شماست و این یعنی استفاده درست و بجا از حرکات، ایما، اشاره و خلاصه تمامی ‌اندام برای هر چه زنده و شاداب تر کردن جلسه و دمیدن روح در فضای سالن.

۱۵) کلام پایانی: مخاطب خود را دوست داشته باشید.

علاقه و صمیمیت گوینده نسبت به شنوندگان به آن ها منتقل می‌ شود و جمعیت نیز هر گونه احساس و علاقه را درک و منعکس می‌ کند؛ ولی این موضوع مسأله ای دلی است و برای آن نمی‌ توان قاعده و فرمولی نوشت و فقط به صورت خلاصه می‌ توان که تصور کنید تمامی ‌آن ها که رو به روی شمایند دوستانتان هستند.

در هر صورت یکی از بهترین معیارها برای سنجش، یک ارائه، سمینار  یا سخنرانی موفق میزان توجه واشتیاق مخاطبان نسبت به آن است.

منبع: كتاب ‌شناسي توصيفي تبليغ ديني در ايران، سید محسن میرسندسی

 

 

برچسب ها
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
طراحی پرتال خبری، توسط پارس نوین