کد خبر: 41819563
تاریخ انتشار: پنجشنبه 23 ارديبهشت 1395
خانه » حواشی » رسالت » ویژگی های مبلغان و معیارهای تبلیغ در قرآن
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
پایگاه فرهنگی تبلیغی رسالات:

از منظر دین مبین اسلام برای رسیدن به هدف، بهره گیری از تبلیغات صحیح ضرورت دارد و اصلی ترین وظیفه رسول اکرم (ص) و پیامبران الهی نیز همین بوده است که خداوند فرمود: «و ما علی الرسول الّا البلاغ المبین»؛ و بر عهده پیامبر خدا وظیفه ای به جز تبلیغ آشکار نیست. یکی از مختصات دین اسلام...

به گزارش چی 24 به نقل از رسالت:
 
 


از خطرناک ترین آفات تبلیغ دینی مقابل قرار دادن برنامه های دین با فطرت و عقل و خواسته های معقول افراد است. چرا که دین اسلام بر اساس فطرت بشر و عقل سالم انسان‌هاست همانگونه که قرآن با اشاره به این نکته می فرماید: «فاقم وجهک للدّین حنیفاً فطرت اللّه التی فطر النّاس علیها لاتبدیل لخلق اللّه ذلک الدین القیّم و لکنّ اکثر الناس لایعلمون»؛ پس روی خود را متوجه آئین خالص پروردگار کن! این فطرتی است که خداوند انسان ها را بر طبق آن آفریده و دگرگونی در آفرینش الهی نیست این است آیین استوار ولی اکثر مردم نمی دانند.

اگر مبلّغان دینی به طور ناخودآگاه و از روی عدم اطلاع دستورات و برنامه های دینی را در مقابل دستورات عقل و خواسته های فطری بشر قرار دهند و مخاطبین آنان چنین برداشت کنند که دین و فطرت و معنویت و عقل با هم سازگاری ندارد به طور طبیعی از آن فاصله می گیرند و نه تنها به سوی اهداف مبلّغ گرایش پیدا نمی کنند بلکه ممکن است برای همیشه از دین و مبلّغان دینی گریزان شوند.

استاد شهید مطهری می نویسد: «یکی از مختصات دین اسلام این است که همه تمایلات فطری انسان را در نظر گرفته، معنی فطری بودن قوانین اسلامی هماهنگی آن قوانین و عدم ضدیت آن ها با فطریات بشر است. یعنی اسلام گذشته از این که از نظر ایمان و پرستش خدا، پرورش دهنده یک احساس فطری است، از نظر قوانین و مقررات نیز با فطرت و طبیعت و احتیاجات واقعی بشر هماهنگ است. بعضی از مقدّس مآبان و مدعیان تبلیغ دین به نام دین با همه چیز به جنگ بر می خیزند، شعارشان این است: اگر می خواهی دین داشته باشی به همه چیز پشت پا بزن، گرد مال و ثروت نگرد، ترک حِشمَت و مقام کن، زن و فرزند را رها کن، از علم بگریز که حجاب اکبر است و مایه گمراهی است، شاد مباش و شادی نکن، از خلق بگریز و به انزوا پناه ببر، بنابراین اگر کسی بخواهد به غریزه دینی خود پاسخ مثبت دهد باید با همه چیز در حال جنگ باشد. بدیهی است وقتی که مفهوم زهد، ترک وسائل معاش و ترک موقعیت اجتماعی و انزوا و اعراض از انسان‌های دیگر باشد، وقتی که غریزه جنسی پلید شناخته شود و منزه ترین افراد کسی باشد که در همه عمر مجرد زیسته است، وقتی که علم دشمن دین معرفی می شود مسلماً مردم به دین بدبین خواهند شد.

بنابراین مبلّغان دینی وظیفه دارند موضوعات و برنامه های دینی را با عقل و فطریات مردم هماهنگ سازند، در اصلاح محیط بکوشند و هرگز به نام دین با فطریات مردم مبارزه نکنند، در آن صورت تبلیغات دینی مؤثر واقع شده و تمام اقشار جامعه به سوی دین خواهند آمد. توجه نکردن به این آفت مهم تبلیغ، امروز برخی از جوانان را دین گریز کرده است و پرسش‌های زیادی را در ذهن افراد به وجود آورده است. امیدواریم بزرگانی که در رأس امور تبلیغ دین قرار دارند و تصمیمات آنان تأثیر بسزایی در اعتقادات و باورها و عملکرد دینی مردم دارد بتوانند مردم مسلمان را طوری راهنمایی کنند که آنان این پیغام قرآنی را که دین و فطرت و عقل با هم سازگارند، مکمّل همدیگرند، دریابند و خرافات را از حقیقت و علم را از جهل تشخیص دهند.

در اینجا به عنوان حسن ختام خاطره ای را در همین رابطه از مبلّغ موفق جهان اسلام حضرت حجت الاسلام و المسلمین آقای فلسفی (ره) نقل می کنیم:

اولین بار که بلندگو به بازار آمد و به مسجد راه یافت افراد مقدّس مآب و خشکه مقدّس از آوردن آن به مسجد وحشت داشتند. آقای فلسفی برای اولین بار در مسجد سید عزیزاللّه در بازار تهران با بلندگو سخنرانی کرد ولی برخی افراد کوتاه بین و تنگ نظر به شدت اعتراض کرده و آقای فلسفی را به باد انتقاد گرفتند ایشان می گوید: یک شب مجلس عروسی پسر یکی از محترمین بود، در آن مجلس علما، ائمه جماعات و متدینن و سایر اصناف مردم حضور داشتند، یکی از افراد مقدّس مآب از پایین مجلس با صدای بلند گفت: آقای فلسفی خیلی حرف های خوبی می زنید امّا متأسفم که این مزمار (نوعی ابزار موسیقی) را به مسجد آوردید چرا با مزمار حرف می زنید، عیب شما این است.

آن موقع بلندگو تازه به مسجد و محافل آمده بود و علما از ترس برخی افراد تنگ نظر نمی توانستند از آن استفاده کنند من بعد از شنیدن سخن آن آقا به مسئول پذیرایی گفتم: این بشقاب گز را ببرید خدمت آن آقای مقدّس مآب. تا قدری میل کند. آن آقای مقدّس گفت: نه آقا من دندانم عاریه است گز لای دندانم می رود و اذیتم می کند و نمی توانم غذا بخورم. گفتم: چرا دندان عاریه ای گذاشته ای؟ گفت: برای اینکه دندان ندارم می خواهم راحت غذا بخورم. گفتم: چرا عینک زده اید؟ گفت: بدون عینک نمی توانم دور را ببینم! در این موقع من تند شدم و گفتم: شما دندان نداشتی دندان عاریه ای گذاشتی که بتوانی غذا بخوری، نمی تونستی دور را ببینی عینک زدی تا دور را راحت ببینی، این کار شما حلال است اما من که صدایم به آخر مجلس نمی رسد و میکروفن آورده ام که صدایم راحت به مردم برسد کار حرام کرده ام؟

منبع: پاسدار اسلام، شماره ۳۲۵

 

برچسب ها
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: