کد خبر: 44424183
تاریخ انتشار: سه شنبه 04 خرداد 1395
خانه » حواشی » رسالت » محدودیت های داستان گویی در تبلیغ دین
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
پایگاه فرهنگی تبلیغی رسالات:

داستان گویی می تواند در دام هایی گرفتار شود. یکی از این دام ها، گمراه کنندگی داستان ها می باشد. یک داستان ممکن است به دلیل جذابیت بالا و یا شیوه بیان فصیح و شیوا به قدری مخاطب را به خود جذب کند که او را از هدف اصلی که قیاس و استنتاج از داستان و کاربرد نکات آن در کار خود می باشد، غافل کرده و مانع از ارزیابی انتقادی مخاطب از داستان شود.

به گزارش چی 24 به نقل از رسالت:
 
 

گرچه بسياري از مطالعات استفاده از داستان ها را به عنوان وسيله انتقال و آموزش دانش و بخصوص در تبلیغ دینی تائید می کنند، ولي به نظر می رسد هنوز نياز است تا تحقيقات جامع تری بر روي تاثيرات داستان ها و بخصوص داستان گویی صورت گیرد.

 داستان گويي مي‌تواند در دام‌هايي گرفتار شود. يكي از اين دام‌ها گمراه كنندگي داستان ها مي ‌باشد. يك داستان ممكن است به دليل جذابيت بالا و يا شيوه بيان فصيح و شيوا به قدري مخاطب را به خود جذب كند كه او را از هدف اصلي كه قياس و استنتاج از داستان و كاربرد نكات آن در كار خود مي ‌باشد غافل كرده و مانع از ارزيابي انتقادي مخاطب از داستان شود.

 از ديگر محدوديت هاي داستان گويي دخالت ديدگاه ‌های فردي در محتوی داستان است به گونه ای که این دیدگاه ها [صرف نظر از صحیح یا ناصحیح بودن آن ها] به نگرش ها و دل مشغولي هاي مخاطبان و افراد ديگر کمتر مربوط بوده و در نتيجه قدرتش را براي ارتباط با ديگران از دست بدهد.

 محدوديت ديگر اين روش در نحوه تحويل و ارائه آن ها بصورت شفاهي و يا نوشتاري مي ‌باشد. وقتي داستان ها نوشته مي‌شوند دقيقاً از همان مشكلاتي رنج مي‌ برند كه ديگر اشكال عيني گفتار در ارائه و تحويل به مخاطب از آن رنج مي ‌برند. اين مشكلات شامل عدم ارتباط از سوي گوينده داستان، خطي بودن در تعريف داستان، و درجه ی معيني از عدم انعطاف همانند يك عكس لحظه اي ثابت، مي‌باشد. چنين داستان هايي اگرچه نكات مشخصي را براي شنونده به همراه دارد و در زمان خودش در ذهن شنونده قرار مي ‌گيرد ولي در گذر زمان و همراه با تغييرات محيطي چنين داستاني ممكن است از واقعيات و دغدغه هاي كنوني شنونده فاصله داشته باشد.

هم چنین به نظر می رسد داستان ها براي هر وضعیتی مناسب نمي‌ باشند. موقعيت هايي وجود دارد كه داستان ها نمي ‌توانند انتخاب هاي درستي برای انتقال پیام باشند و در این حالت ها مبلغین باید با اشراف به اوضاع از تکنیک‌ های مناسب تری استفاده کنند.

 نكته ديگري كه در مورد محدوديت داستان ها وجود دارد محدوديت هايي است كه داستان هاي شخصي دارند. با توجه به اینکه داستان هاي شخصي مربوط به امور جزئی می شوند در توانايي شان براي در بر گرفتن ديدگاه هاي مختلف، ابهام در آغاز و پايان، پيچيدگي و عدم وضوح دلايل و يا نقص در پايان داستان داراي محدوديت هايي مي‌ باشند. در واقع هنر گوینده یک داستان این است که بتواند داستان هایی شخصی را با حفظ شالوده واقعی آن به گونه ای طرح کند که حالت ‌های عمومی تری را برای مخاطبان در برگیرد و برای هدفی که ذکر می شود مفید واقع شود.

در مجموع آن چه از اين گفتار مي‌توان نتيجه گرفت اين است كه استفاده از داستان گویي در فعاليت هاي تبليغي و تربيتي شيوه اي كارآمد و در عين حال مغفول مي‌باشد. شايد بسياري از مبلغين و كساني كه در موقعيت هاي تربيتي ايفاي نقش مي ‌كنند از اين ابزار استفاده مي‌ كنند ولي اين كاربرد، حاصل آموزش هاي خاص نبوده وحاصل تلاش ها و آزمون و خطاهاي شخصي است بطوري كه به ندرت در عرصه هاي آموزشي و پژوهشي اسم و اثري در اين زمينه مشاهده مي ‌شود. يكي از مهم ترين آثاري كه در دهه‌ هاي اخير و البته به شكل تلويحي در اين زمينه ارائه شده است، كتاب دوجلدي «داستان راستان» اثر شهيد والامقام مرتضي مطهري بوده است.

ايشان در سال 1339 علي‌رغم مراتب فضل و دانش متذكر اين خلاء در فعاليت هاي تبليغي و ترويجي شده اند و حتي عدم توجه عامدانه به آن را از سوي صاحبان انديشه به نوعي بيماري اجتماعي توصيف كرده اند.

از سوي ديگر ميراث فرهنگي ما چه در بعد ديني و چه از لحاظ ملي با وجود تاريخ طولاني و تجربه هاي گرانسنگي كه حاصل گذار از مراحل سخت و متنوعي بوده است، داراي ذخائر بسيار غني از موادي است كه پاسخگوي وضعيت جامعه ما دربرهه‌ اي مي ‌باشد. ولي نكته مهم در دست داشتن ابزارها و شيوه ‌هائي است كه بتواند اين مواد را هم متناسب با اوضاع روز جامعه و هم در طيف وسيعي از مخاطبان پوشش داده و بتواند پيوند آن ها را با اين ميراث گرانبها برقرار نمايد.

هر چند تاحدودي اين مهم با ابزارهاي رسانه‌اي مدرن محقق مي‌شود ولي به نظر مي ‌رسد يكي از اين تكنيك ها كه قابليت كاربرد در همه فعاليت هاي تبليغي و تربيتي را دارد داستان گوئي مي ‌باشد. چنانچه مبلغين ديني و بويژه نهادها و سازمان‌هائي كه متكفل برنامه‌ريزي و سياستگذاري در عرصه هاي تبليغي و تربيتي هستند به نحو كافي به گسترش علمي و آموزش كارگاهي اين نوع ابزارها همّت گمارند مي توان شاهد تحولي در عرصه تبليغ ديني و تربيت اسلامي بود.

منبع: گوهرهای تبلیغ؛ سید محسن میرسندسی

 

برچسب ها
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: