کد خبر: 53082858
تاریخ انتشار: سه شنبه 15 تير 1395
خانه » حواشی » رسالت » نقش خوشرویی، بخشش و چشم پوشی در تبلیغ دین
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
پایگاه فرهنگی تبلیغی رسالات:

«فبما رحمه من اللّه لنت لهم و لو کانت فظاً غلیظ القلب لانفضوا من حولک»؛ به خاطر رحمت الهی است که نسبت به مردم نرمخو شده ای که اگر خشن و سنگدلی بودی، از اطراف تو پراکنده می شدند. (سوره آل عمران، آیه ۱۵۸)

به گزارش چی 24 به نقل از رسالت:
 
 

مردم‌داری یکی از الزامات موفقیت در تبلیغ دینی است. این اصل مهم خود دارای پاره‌ای عوامل و اصول است که در این‌جا 2 مورد از این اصول یعنی «خوشرویی» و «بخشش و چشم پوشی» تبیین شده است:

1) خوشرویی

خوشخویی، خوشرویی و به تعبیر روایات (بشاشت) (طلاقت وجه) و (وجه منبسط) از عوامل اساسی جذب مردم به شمار می روند. انسان با حسن خلق و روی گشاده می تواند بذر محبت و دوستی را در سرزمین دل ها بیفشاند و عواطف و احساسات انسان ها را تسخیر کند.

به حسن خلق توان کرد صید اهل نظر/ به آب و دانه بگیرند مرغ دانا را

«البشاشة حبالة المودة»؛ گشاده رویی دام دوستی است. (نهج البلاغه، حکمت ۶)

برای کامیابی در معاشرت، حسن خلق، نخستین شرط است. هیچ صفتی نمی تواند به اندازه آن عواطف دیگران را برانگیزد و این امری است ممکن و شدنی برای همگان. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: «انکم لن تسعوا الناس بأموالکم و لکن یسعهم منکم بسط الوجه وحسن الخلق»؛ شما که نمی توانید با ثروت خود دل همه مردم را به دست آورید، پس با روی باز و حسن خلق با آنان برخورد کنید. (الترغیب و الترهیب، زکی الدین عبدالعظیم منذری، ج 3، صفحه 411، دار الأحیاء التراث العربی، بیروت) 

راز محبوبیّت در گرو خوش خلقی است و رمز یگانگی در پرتو خوشرویی. آن که در رفتارش با دیگران خوش برخورد است، هم چون آهن ربایی است که فلز وجود انسان ها را به سوی خود می کشاند و پراکنده ها را به هم متصل می سازد؛ از این روی، هیچ گاه، احساس تنهایی نمی کند.

«من حسنت خلقه کثر محبوه و انست النفوس به»؛ آن که خوش خلق باشد، دوستان فراوانی خواهد داشت و دیگران نیز، با او اُنس و محبت می گیرند. (غررالحکم، آمدی، تحقیق محدث ارموی ج ۹۴/۷ (فهرست) دانشگاه تهران)

به شیرین زبانی و لطف خوشی/ توانی که پیلی به مویی کشی

از بررسی زندگی پیامبران، بویژه پیامبر اسلام و ائمه علیهم‌السلام چنین استفاده می شود که آن بزرگواران، برای رسیدن به هدف های تربیتی خود، از اخلاق اجتماعی و اصول انسانی و حسن خلق، بهره می گرفته اند. شیوه برخود آنان با مردم، چنان بود که به سرعت آنان را به سوی هدف های خود جلب و جذب می کردند و در ژرفای جان مردم نفوذ می یافتند. قرآن به روشنی می فرماید: «فبما رحمة من اللّه لنت لهم و لو کانت فظاً غلیظ القلب لأنفضوا من حولک»؛ به خاطر رحمت الهی است که نسبت به مردم نرمخو شده ای که اگر خشن و سنگدلی بودی، از اطراف تو پراکنده می شدند. (سوره آل عمران، آیه ۱۵۸)

بنده حلقه بگوش ار ننوازی برود/ لطف کن لطف که بیگانه شود حلقه بگوش

حسن خلق و رفتار نیک پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، زمینه ای شد برای نفوذ کلام و پیامش در دل ها. او آغوش محبت خود را به روی همگان می گشود و همه را مورد لطف و عنایت خویش قرار می داد، از این جهت، یکی از مهم ترین علل و عوامل پیشرفت اسلام را در آغاز کار، اخلاق نیکو و رفتار انسانی آن حضرت برشمرده اند.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم، در عین صلابت و شدّت در مسائل اصولی، در مسائل شخصی و فردی نهایت نرمی و مهربانی را از خود نشان می داد، به همین جهت، خداوند در قرآن مجید خلق نیک او را ستود و از آن به عظمت یاد کرد: «انک لعلی خلق عظیم» (سوره قلم، آیه ۴)

به هر نسبت که انسان خود را از خصلت های ناپسند دور سازد و نهال وجودش را با حسن خلق آبیاری کند، ثمره وجودی او بیشتر می گردد. علی علیه‌السلام می فرماید: «من لان عوده کثفت اغصانه»؛ هر که نهال [خوی و خلق] به بار بود شاخ و بر او بسیار بود. (نهج البلاغه، حکمت ۲۱۴)

این کلام، کنایه از آن است که هر کس ساقه درخت وجودش نرم گردد و در برخورد با دیگران متواضع و خوشخو باشد، دوستان و طرفداران بیشتری به دست می آورد. بدخلقی، یکی از آفات مردم داری است. ترش‌رویی نفرت آفرین است. افراد بداخلاق، نه تنها باعث انزجار دوستان و پیرامونیان خود هستند، بلکه خود عمیق تر از دیگران رنج می برند و شهد زندگی را در کام خود تلخ می کنند و آب زلال حیات را ناگوار می سازند.

«من ساء خلقه عذّب نفسه»؛ آن کس که بدخلق است، خود را شکنجه می دهد. (تحف العقول، ابن شعبه بحرانی ۲۶۷، مؤسسة الاعلمی، بیروت)

به گفته سعدی: «بدخوی در دست دشمنی گرفتار است که هر کجا رود از چنگ عقوبت او خلاص نیابد.»

علی علیه‌السلام می فرماید: «سوء الخلق یوحش القریب و ینفر البعید»؛ بدخلقی، خویشان را دور و بیگانگان را گریزان می سازد. (غررالحکم، ج ۹۵/۷)

این ویژگی برای مبلغان حوزوی، اهمیت دو چندان دارد. آنان مورد اعتماد مردمند و تبلیغ عملی و حسن سلوک و رفتار نیک آنان، زمینه ساز جذب و گرایش مردم به سوی فرهنگ و ارزش های اسلام می گردد. اگر آنان به آن چه می گویند عامل باشند و اخلاق اسلامی را در سیره عملی خود، به نمایش گذارند، تأثیر سخنانشان چند برابر می شود. اخلاق و برخورد دلنشین روحانیان، خود نوعی تبلیغ غیر مستقیم است که اثرش از تبلیغ مستقیم بیشتر است.

مقام معظّم رهبری خطاب به روحانیان می گویند: «شما بودید که با کمال تواضح و قناعت، در دهات و روستاها با مردم و در میان آن ها تبلیغ اسلام کردید و ذهن آن ها را آماده ساختید و به برکت تلاش شما طلاب جوان و کم توقع و پرکار بود که سراسر کشور آماده قیام شد.» (اهمیت و ضرورت تبلیغات، احمد رزاقی، سازمان تبلیغات اسلامی)

2) بخشش و چشم پوشی

از زمینه های مهم مردم داری، بخشش و چشم پوشی است. این خصلت از مکارم اخلاقی به شمار می رود و نشانه بزرگواری روح انسان است. آن که به این فضیلت دست یافته است، از افق بالا و گسترده به حوادث می نگرد، کشتی وجودیش با طمأنینه از گرداب ها و توفان ها می گذرد و نهال روحش در برابر تندبادها مقاوم و استوار است و هم چون درخت پرثمری است که هر که سنگش زند ثمر می بخشد. کاسه صبر و مدارائیش، با حوادث ناچیز و اندک لبریز نمی گردد و با این که قدرت بر انتقام دارد، ولی آن را کنترل می کند.

بی گمان، چنین انسانی، گامی بلند در فروکشیدن کینه ها و افزایش مهربانی ها و دوستی ها برداشته است. بخشش و چشم پوشی از لغزشی و عمل ناشایست و نا به جای دیگران، نشانگر تسلط انسان بر نفس و هواهای شیطانی است و این صفت، آدمی را در معرض رحمت و مغفرت خداوند قرار می دهد: «...ولیعفوا ولیصفحوا الا تحبون ان یغفر الله لکم...»؛ باید عفو و گذشت نمایند، آیا دوست نمی دارید که خداوند شما را بیامرزد؟ (سوره نور، آیه ۲۱)

اگر دوست داریم که خداوند از لغزش و خطاهای ما بگذارد، همین روش را در زندگی با خلق خدا پیش گیریم و با بزرگواری و کرامت از اشتباه های دیگران بگذریم و آن را نادیده گیریم. روشن است که این رفتار، دل ها را به هم نزدیک می سازد و افکار و اندیشه ها را به هم پیوند می زند و در نتیجه، زمینه نشر و پذیرش حق و فضیلت را فراهم می آورد. از این روست که خداوند به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم دستور می دهد که این شیوه را با همگان (حتی با دشمنان و مخالفان) پیش گیرد: «خذ العفو و أمر بالعرف و اعرض عن الجاهلین»؛ عفو را پیشه کن و به نیکی فرمان ده و از جاهلان اعراض کن. (سوره اعراف، آیه ۱۹۹)

برخی شاید بپندارند که روش عفو و گذشت، با عزت و گرانمایگی ناسازگار است و از قدرت و موقعیّت اجتماعی انسان می کاهد. این پنداری بیش نیست. بخشندگی، عامل عزت اجتماعی انسان است و کینه توزی و انتقام، نشانه حقارت و کوچکی روح: «علیکم بالعفو فان العفو لایزید العبد الا عزّاً فتعافوا یعزّکم الله»؛ بخشش را پیشه خود سازید، زیرا بخشش، به انسان عزت می بخشد و این صفت عامل ارجمندی نزد خداوند است. (بحارالأنوار، ج 7، صفحه ۴۰۱)

البته باید بخشش و چشم پوشی، در جایی به کار گرفته شود که مناسب باشد و اگر در موردی، بخشش، عامل جسارت و تجری گردد، آن بخشش زیانبار خواهد بود. امام سجاد علیه‌السلام می فرماید: «وحق من اساءک ان تعفو عنه و ان علمت ان العفو یضرّ انتصرت»؛ حق کسی که به تو بد کرده آن است که او را ببخشی و اگر دانستی که بخشش تو زیانبار است بد کننده را به کیفر بدش برسان. (میزان الحکمة، محمدی ری شهری، ج 6، صفحه ۳۷۲، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی)

هدف از بخشش آن است که ستمکار و گناه کار، از مرکب ستم و گناه پیاده شود و از کردار گذشته خود، پشیمان گردد و اگر در جایی بخشش چنین نتیجه ای نبخشد، بخشش ارزش نخواهد داشت. آنانی که با مردم ارتباط دارندو مسؤولیت و مدیریّتی بر دوش گرفته اند، باید از این خصلت روحی در حدّ اعلا برخوردار باشند، چه این که زمینه لغزش و کینه ورزی آنان از سایر مردم بیشتر است و ممکن است بر خوردهای نامتناسب در ارتباط آنان مردم پیش آید. بهترین شیوه برای آنان همان روش بخششی است که اسلام بدان سفارش کرده است.

علی علیه‌السلام در منشور حکومتی خود، به مالک اشتر می فرماید: «...یفرط منهم الزلل، و تعرض لهم العلل، و یؤتی علی ایدیهم فی العمد و الخط، فأعطهم من عفوک و صفحک مثل الذی تحب ان یعطیک الله من عفوه و صفحه فانک فوقهم، و والی الأمر علیک فوقک، والله فوق من ولاّک. و لاتندمن علی عفو و لا تبجحنّ بعقوبة و لا تسرعن الی بادرة وجدت منها مندوحة...»؛ گناهی از ایشان سر می زند یا علت هایی بر آنان عارض می شود، یا خواسته و ناخواسته خطایی بر دستشان می رود. به خطاشان منگر و از گناهشان درگذر، چنانکه دوست داری خدا بر تو ببخشاید و گناهت را عفو کند؛ چه تو برتر آنانی و آن که بر تو ولایت دارد از تو برتر است و خدا از آن که تو را ولایت داد، بالاتر. بر بخشش پشیمان مشو و بر کیفر شادی مکن و به خشمی که توانی خود را از آن برهانی مشتاب.» (نهج البلاغة، نامه ۵۳)

در مسیر تبلیغ و پیام رسانی، ممکن است با صحنه ها و برخوردهای خشماگین و کینه توزانه ای رو به رو شویم که کارایی بخشش به مراتب بیشتر از برخورد متقابل و انتقامی باشد. در این گونه موارد جاذبه ای که گذشت ایجاد می کند، زمینه ای می شود برای گرایش مخالفان به سوی ارزش ها و این به نوبه خود، عاملی است ارزنده در جذب مردم.

ادامه دارد...

منبع‌: نشریه حوزه، شماره 73 و 74

 
 

برچسب ها
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: