کد خبر: 55662518
تاریخ انتشار: دوشنبه 28 تير 1395
خانه » حواشی » رسالت » نگاهی به مرتبه عرفانی و معرفتی حضرت آیت الله بروجردی
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
به بهانه سالروز رحلت مرجع بزرگ شیعه:

انجام فرائض، نوافل، انواع عبادات، خلوص نیت، دعاها، ذکرها، فکر و محاسبه نفس، تاسف بر گذشته، خوف از حال و آینده، انجام مستحبات و ترک مکروهات، برنامه های سیر و سلوکی ایشان بود.

به گزارش چی 24 به نقل از رسالت:
 
 

مرتبه عرفانی و معرفتی حضرت آیت الله بروجردی  بسیار عالی بود. این مرتبه از مه مترین بعد شخصیت ایشان بود. آیت الله بروجردی از کسانی بود که حقیقت حق را درک کرده و یافته بود. عرفانش از عرفان خالص قرآنی و توحیدی الهام گرفته بود و از تعطیل و تشبیه منزه بود. از احادیث شریفه و نهج البلاغه و ادعیه صحیفه کامله و سایر دعوات مأثوره از پیغمبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل البیت (علیهم السلام) مانند دعای کمیل، عرفه، ابوحمزه و... بهره می گرفت.

از دعاهایی که از مضامین بلند عرفانی و حقایق توحیدی و اخلاقی و تربیتی آن ها، جهت تکمیل معارف و تهذیب اخلاق  و صفای روح می توان کمک گرفت، بهره می برد. اثر این گونه عرفان از اخلاق و رفتار ایشان  مشهود بود. سیر و سلوک ایشان کاملاً شرعی و در محدوده ریاضات شرعیه بود. انجام فرائض، نوافل، انواع عبادات، خلوص نیت، دعاها، ذکرها، فکر و محاسبه نفس، تأسف بر گذشته، خوف از حال و آینده، انجام مستحبات و ترک مکروهات، برنامه های سیر و سلوکی ایشان بود.

در این راه معتقد به ارشادات شرعی بودند. غیر از تعالیم مأثوره و شرعیه را معتبر نمی شمردند. در عرفان و خداشناسی و سیر و سلوک، هیچ خط و حرفی را معتبر نمی شناختند و برنامه های به اصطلاح عرفانی متصوفه و غلوآمیز را شدیداً تخطئه می کردند. به حفظ حریم توحید و نفی شرک اهمیت بسیار می دادند.

در عرفان و سیر و سلوک همان خط و راه مستقیم بزرگان اصحاب و علماء مانند شیخ طوسی، علامه مجلسی و سایر فقها و محدثین عالی قدر را یگانه خط نجات می دانستند. در عین حال با نگرش وسیعی که داشتند، دور از تحجّر و تقدس مآبی های عوام پسند بودند. افکار صوفیانه و اعمال و حالاتی را که چه بسا برخی نادانان برای پیروان طریقت، فضیلت و کرامت اخلاقی و نشانه اعراض از دنیا و صفای باطن می شمردند، مردود می دانستند. اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله و سلم) را خالی از رهبانیت و بی تفاوتی می شمردند. مواظب بودند که در بیان ربط عالم و ماسوی الله به خداوند، از ارشادات و اصطلاحات قرآن خارج نشوند و در تعبیرهایی مانند خلق و خالق و مخلوق از آن تبعیت کنند. اصطلاحات عرفانی مصطلح در متصوفه را بر زبان نمی آوردند. باطل شمردن بدعت های فرق را، از وظایف مهم علما می دانستند و با همه فرق ضاله، خصوصاً فرقه یا حزب مزدور بهائیت، مواضع منفی بسیار محکم و قاطع داشتند.

آن فقیه عظیم و عظیم فقها، در اسلام و راه مکتب اهل بیت (علیهم السلام) ذوب شده بود. می توان گفت تجسمی از تسلیم خالص به شرع، در همه ابعاد و جوانب آن بود. زبان حالش این بود:

آن چه نه از شرع برآرد علم/ ور منم آن حرف در آن کش قلم

معتقد بود که راه و رسم عبادت و دعا و تزکیه نفس و تهذیب اخلاق و صفای باطن و کمال معرفت و قرب الهی را باید از اهل البیت (علیهم السلام) آموخت. همان طور که در فقه، همه احکام را توقیفی می دانیم که باید از ادله محکم، حتی استحباب و کراهت را به اثبات رساند و غیر این حرام است، در اوراد و اذکار و عبادات و رياضت ها و اصطلاحات عرفانی و معرفة الله و اسماء الحسنی و مقامات و درجات انبیاء و ائمه (علیهم السلام) نیز، این توقيفی بودن را باید رعایت کرد.

یادم هست در مجلس جشن مولی امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) کسی شعری را می خواند که با موازین اسلام نمی ساخت. آیت الله بروجردی به وی فرمود: نخوان.

برادرم آیت الله حاج آقا صافی واسطه شد و بنا کرد به توجیه کردن که اشکالی ندارد و.... آیت الله بروجردی به این بیت اشاره کرد که این بیت، چه توجیهی دارد و با موازین اسلام چگونه می سازد:

تو به این جمال خوبی چو به طور جلوه آیی/ ارنی بگو به آن کس که بگفت لن ترانی

یا خودم از ایشان شنیدم که به این مضمون می فرمود: «من زمانی بود که مثنوی را مطالعه می کردم. روزی صدایی را شنیدم که می گفت: راه را گم کرده است! پس از آن مطالعه مثنوی را ترک کردم، به جای آن "عدة الداعی" ابن فهد را برای مطالعه انتخاب کردم».

به هر صورت آیت الله بروجردی مفاهیم و اصطلاحات مأخوذه از دیگران را در معرفت الله و ربط عالم شهادت به عالم غیب، قاصر از اصطلاحات قرآنی می دانست. در شرط ادب و ترک خودبینی و تنزه از غرور علمی اکتفا به همین راهنمایی های شرعی و شرح و بسط و تغییر و بیان آن ها می دانست. چنان که از خواجه طوسی، قدس سره القدوسی به این مضمون نقل شده است که در رعایت این تأدّب می فرماید: «اگر اصطلاحات عرفانی و اسماء الحسنای الهی از شرع نرسیده بود و امنای وحی، آن را تلقین نکرده بودند و از طریق آنان، مجاز در به کار بردن این اسماء نبودیم، با ملاحظه شرط ادب و عرض قصور از معرفت، نمی توانستیم به خود اجازه بدهیم که خدا را حتی با این الفاظ و اسماء الحسنی بخوانیم».

بدیهی است این مرتبه که از بیان خواجه علیه الرحمه استفاده می شود، کمال معرفت و اذعان به حقیقت است.

نقل از آیت الله شیخ لطف الله صافی گلپایگانی

منبع: www.broujerdi.ir

 

 

برچسب ها
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: