کد خبر: 59604144
تاریخ انتشار: شنبه 16 مرداد 1395
خانه » حواشی » رسالت » راهکارهای تبلیغی پیامبر اکرم (ص)
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
پایگاه اطلاع رسانی فرهنگی-تبلیغی رسالات:

پیامبر اکرم (ص) در مدتی کوتاه توانست انقلابی بزرگ در رفتار، روش و افکار مردم زمان خود ایجاد کند. آن بزرگوار توانست منِ عالی و انسانی را در وجود انسان های عصر و دیار خود زنده گرداند. این تحول عظیم در سایه رویکرد خاص آن بزرگوار بود؛ رویکردی که می کوشد با همه وجود، دل ها و قلب ها را متوجه دین گرداند. این رویکرد...

به گزارش چی 24 به نقل از رسالت:

اسلام برترین پیام آسمانی را برای سعادت آدمی به ارمغان آورد؛ پیامی که توانست در مدتی کوتاه دل‌‌های مشتاق راه حق و حقیقت را به طرف خود جذب نماید. اسلام به همت نبی اکرم، حضرت محمد (ص) در سرزمین حجاز ظهور یافت. سرزمین سوخته‌‌ای که نشانی از تمدن و فرهنگ در خود نداشت. اهل آن به تجاوز و غارت تفاخر می‌‌کردند، حق و حقوق ‏بر مدار قدرت بود. اما در همین سرزمین، انسان‌‌هایی سر برآوردند که زمینه را براى پیدایش ‏تمدن بزرگ فراهم کردند. پرسش این است که چگونه پیامبر (ص) توانست در مدتى کوتاه و با کم‌‌ترین امکانات، از یک جامعه بدوى و جاهلى، یک جامعه آرمانى، عدالت‌‌‌خواه و اسلامى ‏بسازد؟ چطور مردم از منزل نفس رهانیده شده، به سوى حق سوق پیدا کردند. از خود رها شده و به خدا رسیدند. فرضیه مورد آزمونِ نوشتار، این است که نبى مکرم اسلام در جریان‏ حرکت دادن مردم به طرف خداوند، از راه‌‌کارهاى تبلیغى خاص استفاده کردند. در این ‏راه‌‌کارها قلوب مردم مخاطب قرار گرفت؛ به گونه‌‏اى که پیام در دل‌‌ها نفوذ کرده و قلب‌‌ها را به‏ تسخیر خود درآورد. این رویکرد ضمن ارائه مدل‌‌های رفتارى و عملى، زمینه انقلاب و تحول اساسى در رفتارها را پدید مى‏‌آورد. حلم و بردبارى، عفو و گذشت، شرح صدر، تواضع و... از آن جمله است. امروز هم رویکرد پیامبرانه در تبلیغ، منشاء تحولات اساسى ‏است. هم‌چنان که امام خمینى (ره) با تأسى به آن، منشأ تحول عظیم در احیاى هویت ‏دینى شد. با وجود آن‌‌که در فرآیند تبلیغ، تحولات چشمگیری رخ داده است، روش پیامبرانه‏ هم‌چنان پیش ‌روِ همگان است، چه این‏‌که در این رویکرد، مخاطبان به حیات معنوى و پویایى‏ دعوت مى‌‏شوند. در رویکرد پیامبرانه، دردشناسى و درمان‌‌گرى هر دو با هم وجود دارد و نجات بشر از هلاکت و عذاب همیشگى را مورد توجه قرار مى‌‏دهد. این رویکرد مى‌‏کوشد آگاه‌‌سازی بشر را در دستور کار خود قرار داده و با جهل و تعصبات غلط مقابله کند. در رویکرد پیامبرانه، بارقه‌‏هاى امید در دل‌‌های آدمیان زنده مى‏‌شود. این مقاله مى‏‌کوشد بعضى ‏از راه‌‌کارهاى تبلیغى پیامبر (ص) را که در بر دارنده رویکرد خاص مى‏باشد بیان کند.

 مفهوم‌شناسی

1. تعریف تبلیغ

تبلیغ از ریشه «ب.ل.غ» به معانى رساندن و رسانیدن پیام مى‏باشد، اصطلاح پروپاگاندا (propaganda) امروزه معادل تبلیغ و به معناى تحت تأثیر قرار دادن دیگران مى‏‌باشد.[1]

واژه تبلیغ، گویاى رساندن پیام به صورت صحیح مى‌‏باشد و واژه‌‏هاى هم‏خانواده آن نیز در قرآن و کتب روانى فراوان کاربرد دارد. به عنوان مثال درباره پیامبران مى‏‌فرماید: «مَا عَلَى الرَّسُولِ‏ إِلَّا الْبَلاَغُ»[2] مفهوم تبلیغ (رساندن پیام الهى) نیز در آیات زیادى به چشم مى‏‌خورد. به عنوان مثال، قرآن مى‏‌فرماید: «ادْعُ إِلى‏ سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ»[3]

تبلیغ در اصطلاح، رساندن پیام به دیگرى به منظور ایجاد دگرگونى در بینش و رفتار اوست و بر سه عنصر اصلى: پیام دهنده، پیام‌گیرنده و پیام استوار مى‌‏باشد.[4]

در تبلیغ تنها رسانیدن یک ایده به مخاطب مراد نمى‌‏باشد، بلکه اقناع یا ترغیب او مورد نظر است. پس باید کوشید تا با شفاف‌‏سازى پیام، مخاطب را از طریق سبک‌‌ها و ابزارهاى ‏گوناگون قانع ساخت و به هدف خود مایل گرداند.

 2. شاخص‌‏هاى تبلیغ دینى پیامبر اعظم (ص)

تبلیغ دینی داراى شاخص‌‏هاى مهمى است که به واسطه آن سمت و سوى تبلیغ روشن مى‏‌شود. بعضى از این شاخص‌‌ها عبارتند از:

2.1. دعوت به توحید، بندگى خدا و اجتناب از طاغوت:

«وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی کُلِّ أُمَّه رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ»[5]

 2.2. توجه دادن به معاد:

«أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاکُمْ عَبَثاً وَأَنَّکُمْ إِلَیْنَا لاَ تُرْجَعُونَ»[6]

 2.3. زنده کردن دل‌‌ها و روح‌‌ها:

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُمْ لِمَا یُحْیِیکُمْ»[7]

 2.4. نوید و هشدار:

«یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاکَ شَاهِداً وَمُبَشِّراً وَنَذِیراً × وَدَاعِیاً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجاً مُّنِیراً»[8]

تعلیم و تزکیه، امر به معروف و نهى از منکر، برانگیختن فطرت و عقل، توجه دادن ‏انسان به مقام و منزلت خویش در هستى و ترغیب به شکوفایى این منزلت براى رسیدن به‏ غایت خلقت او از دیگر اهداف مهم تبلیغ دین مى‌‏باشد.

 3. پیام‌‌گزار دینى (مبلغ)

پیام‏‌گزار در لغت به معنى رسول، پیغام‌‏آور و مانند آن آمده است.[9] از منابع دینى استفاده‏ مى‌‏شود که پیام‌‌گزار دین، کسى است که پیام دینى را با استفاده از روش‌‌ها و ابزارهاى مشروع ‏به مردم مى‏‌رساند و از کسى جز خدا واهمه ندارد و اجر و پاداش کوشش‌‌های تبلیغى خود را نیز تنها از او انتظار دارد:

«الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسَالاَتِ اللَّهِ وَیَخْشَوْنَهُ وَلاَ یَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ وَکَفَى بِاللَّهِ حَسِیباً»[10]

 جایگاه پیام‌‌گزار (مبلغ)

کار مبلغ دین، هدایت انسان‌‌ها به سوى خداوند است. از این رو منزلت و جایگاهش نیز بسیار مهم و ارزشمند است. قرآن مى‌‏فرماید: «وَمَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعاً». زنده ‏گرداندن دل‌‌های مرده بر عهده پیام‏‌گزاران و مبلغان دین است.

 4. پیام گیرنده:

از ارکان مهم تبلیغ، پیام‌‌گیرنده است که با وجود او تبلیغ معنى پیدا مى‏‌کند. توجه به علم و آگاهی، باورها، سن، جنس، جایگاه اجتماعى از موارد مهمى است که در ارائه پیام به ‏گیرندگان آن باید توجه شود.

 5. پیام:

پیام، اعتقاد، اندیشه یا گرایشى که پیام‌‌دهنده قصد دارد آن را به پیام‌‌گیرنده منتقل کند و ممکن است بار سیاسى، اقتصادى، اخلاقى، علمى و مانند آن داشته باشد. پیام هر قدر به ‏میزان بیشترى از محتوا، جذابیت و کارآیى لازم و درک فرهنگ زمان برخوردار باشد، اهمیت بیشترى دارد.[11]

 6. راه‌‌کارهاى تبلیغى:

مراد از راه‌‌کارهاى تبلیغى، راه‌‌ها و روش‌‌هایی است که نبى مکرم اسلام (ص) براى تبلیغ‏ حقایق دینى از آن استفاده نموده است. در نظرگاه اسلام، چگونگى تبلیغ دینى اهمیت‏ فراوانى دارد. این اهمیت از اصل نیاز دین به تبلیغ ناشى مى‏‌شود و بهره‏‌گیرى از راه‌‌کارهاى ‏جذاب و کارآمد و به روز، نقش مهمى در تأثیر تبلیغ ایفا مى‏‌کند. مقام معظم رهبرى در این ‏رابطه مى‌‏فرماید: «امروز در دنیا در زنده‏‌ترین مسائل و علومِ مورد احتیاج مردم که در میدان ‏و صحنه تبادل نظر، ساعت به ساعت روش‌‌های نو را به کار مى‌‏برد، چگونه مى‌‌‏خواهیم‏حرف حق خود را به همان شیوه و روش که در صد سال پیش داشتیم در میان بگذاریم... باید ابزار را به تناسب انتخاب کرد.»[12]

 رویکرد پیامبرانه در تبلیغ

پیامبر اکرم (ص) در مدتی کوتاه توانست انقلابی بزرگ در رفتار، روش و افکار مردم زمان خود ایجاد کند. آن بزرگوار توانست منِ عالی و انسانی را در وجود انسان‌‌های عصر و دیار خود زنده گرداند. این تحول عظیم در سایه رویکرد خاص آن بزرگوار بود؛ رویکردی که می‌‌کوشد با همه وجود، دل‌‌ها و قلب‌‌ها را متوجه دین گرداند. این رویکرد مربوط به همه پیامبران است.

استاد مطهری می‌‌نویسد: «پیامبر خدا به معنی عام، پیام خدا را به خلق خدا ابلاغ می‌‌کند و نیروهای آن‌‌ها را بیدار می‌‌کند و سامان می‌‌بخشد و به سوی خدا و آن‌چه رضای خدا است، یعنی صلح و صفا و اصلاح‌‌طلبی و بی‌‌آزاری و آزادی از غیر خدا و راستی و درستی و محبت و عدالت و سایر اخلاق حسنه دعوت می‌‌کند و بشریت را از زنجیر اطاعت هوای نفس و اطاعات بت‌‌ها و طاغوت‌‌ها رهایی می‌‌بخشد... بنابراین رهبری خلق و سامان بخشیدن و به حرکت درآوردن نیروهای انسانی در جهت رضای خدا و صلاح بشریت، لازم لاینفک پیامبری است».[13]

 بیان راه‌‌کارها

1. استفاده از زمان و مکان مناسب

یکى از راه‌‌کارهاى مناسب جهت تبلیغ دین، استفاده از زمان و مکان مناسب است. یکى از این مناسبت‌‌های مهم، مراسم حج است که کنگره‏‌اى بین‌‏المللى است. پیامبر اکرم (ص) از این موقعیت حداکثر استفاده را جهت تبلیغ دین به کار مى‌‏برند. عبداللَّه‌‌بن‏‌کعب مى‌‏گوید: پیامبر خدا (ص) سه سال نخستین دوران نبوت خود را پنهانى دعوت ‏مى‌‏فرمود و از سال چهارم تا ده سال در مکه دعوت خود را علنى کرد. در موسم حج به سراغ‏ حجاج در منزل‌‌هایشان در عکاظ و مجنه و ذى‌‌المجاز مى‌‏رفت و به دعوت آن‌‌ها مى‌‏پرداخت.[14]

واقدى نقل مى‏‌کند: ما، در منى نزد جمره اولى نزدیک مسجد خیف منزل داشتیم. رسول ‏خدا (ص) در حالى که بر مرکب خود سوار بود و زید ‌بن‌ حارثه را بر ترک آن سوار کرده بود، آمد و ما را دعوت به اسلام کرد و ما شنیده بودیم که او در موسم حج دعوت مى‌‏کند.[15] ربیعه ‌بن ‏عباد گوید: من نوجوانى بودم همراه پدرم در منى، رسول خدا (ص) به منزل‌‌گاه قبایل عرب مى‌‏آمد و مى‏‌گفت من پیامبر خدا به سوى شما هستم، از شما مى‌‏خواهم خدا را پرستش کنید و براى ‏او شریک قرار ندهید و آن‌چه شریک خدا ساخته‌‏اید به دور افکنید و به من ایمان آورید و مرا تصدیق کنید و در انجام رسالتى که از خدا دارم از من دفاع نمایید.[16]

ابونعیم نقل مى‌‏کند که وقتى على (ع) از انصار و فضیلت و سوابق آن‌‌ها مى‌‏فرمود در ضمن بیانات خودش اشاره کرد که رسول خدا (ص) در اوقات حج به دعوت قبایل مى‏‌پرداخت و کسی پاسخ نمى‏‌داد. در مجنه و عکاظ و منى به سراغ قبائل مى‏‌رفت و هر سال که مى‌‏گذشت ‏باز هم آن‌‌ها را دعوت مى‌‏کرد تا آن‌‌جا که قبیله‌‏ها مى‏‌گفتند وقت آن نرسیده که از ما نومید شوى، تا این که خداى عز و جل اراده نمود انصار این دعوت را بپذیرند، چون اسلام را بر آن‌‌ها عرضه کرد، پذیرفتند و یارى کردند و...[17]

این‌‌ها نمونه‏‌هایى از روایات بود که تبلیغ ‏پیامبر (ص) را در عرصه حج آشکار مى‌‏نمود. از یک منظر، موسم حج در امر تبلیغ قابل بررسى ‏است. موقعیت و تجمع بى‌‏نظیر مسلمین که در هیچ مناسبتى بدین‏‌گونه تحقق‏ نمى‌‏پذیرد. در این اجتماع بین‌‌المللى مى‌‏توان با زبان‌‌های گوناگون، مسائل اسلام و مسلمین را مطرح و به وسیله حاضرین به غایبین که در اقصى نقاط جهان هستند رسانید. یکى از فلسفه‌‏هاى حج و آن اجتماع بزرگ همین است که مسائل مربوط به امت اسلام مطرح شود و براى چاره‌‌اندیشى، تبادل نظر به عمل آید (لیشهدوا منافع لهم). اجتماعى که براى انجام ‏فرایض دینى همراه با عشق و ایمان به دور یکدیگر جمع شده‏‌اند، آمادگى روحى آنان براى ‏پذیرش مسائل دینى بسیار است. تاریخ بیان مى‏‌کند که پیامبر اکرم (ص) بارها از این ظرفیت ‏استفاده کردند. دعوت نخستین به اسلام، اعلان برائت از مشرکین و مسئله فتح مکه، نمونه‏‌هایى از حرکت تبلیغى مى‌‏باشد.[18] لذا شایسته است بکوشیم با پیروى از پیامبر (ص) از این ظرفیت عظیم در جهت ‏تبلیغ دین حداکثر استفاده را بکنیم.

 2. حلم و بردبارى

از عوامل مهم جذب دل‌های افراد به سوى اسلام، حلم و بردبارى است. حلم نوعى‏ تسلط بر نفس مى‏‌باشد، به طورى که هنگام برخورد با صحنه‌‏هاى ناراحت کننده دچار غضب نشود و عکس‌‌العمل نشان ندهد. راغب اصفهانى حلم را مهار نفس و طبیعت از به ‏هیجان درآمدن به سبب غضب مى‌‏داند.[19]

پیامبر (ص) مى‌‏فرماید: گشاده‌‏رویى زیور حلم و بردبارى است.[20] بکوشیم براى رسیدن به اهداف متعالى تبلیغى خود از این راه‌‌کار استفاده کنیم. امام جعفر صادق (ع) مى‌‏فرماید: انسان بردبار پیروز است.[21] نبى مکرم اسلام (ص) مى‌‏فرماید: حلم داراى ‏آثارى هم‌چون موفق شدن به کارهاى پسندیده، با نیکان، رغبت به نیکى، گذشت و مهلت‏دادن مى‌‏باشد.[22] آن بزرگوار، خود واجد این فضیلت اخلاقى بود. آرى پیامبر بزرگ اسلام (ص) با بردباری از مردمى که به دور از فضایل اخلاقى بوده و به غارت و بت‌‌پرستى، شراب‌‌خواری، زنا و خیانت افتخار مى‌کردند، انسان‌‌هایی ساخت که واجد عالى‌‏ترین مقامات انسانى شدند. با این که پیامبر (ص) صدمه دید و گرفتار اذیت و آزار مخالفان گردید ولى در عین حال نه تنها آنان را نفرین نکرد بلکه از خداوند براى آنان طلب هدایت مى‏‌کرد. این یک راه‌‌کار بزرگ براى پیشبرد مقاصد تبلیغى است که ما پیام‌‌گزاران باید از آن سرمشق بگیریم.

انس‌‌بن‌‌مالک مى‌‏گوید: روزى یک مرد عرب بیابان‌‌نشین محضر پیامبر (ص) آمد و رداى ایشان را گرفت و آن را با شدت کشید، به طورى که اثر آن روى گردن پیامبر (ص) نمایان شد. پس آن عرب بادیه‏‌نشین گفت: اى محمد (ص) از اموالى که خدا در اختیار تو قرار داده است چیزى به من عطا کن. پیامبر به او نگاه کرد و به رویش لبخند زد و دستور داد که چیزى به او بدهند.[23]

در روایت دیگرى امام صادق (ع) درباره این صفت پیامبر (ص) مى‌‏فرمایند: روزى خدمتکار یکى از انصار به مسجد پیامبر آمد و در حالى که پیامبر (ص) ایستاده بودند ایشان رفت و گوشه‌‏اى از لباس آن حضرت را گرفت. پیامبر به او توجه نمود تا اگر کارى دارد براى او انجام دهد. ولى آن خدمتکار بدون آن‌‌که سخن بگوید، بیرون رفت. پیامبر (ص) به او چیزى نگفته و به زمین نشستند. آن خدمتکار دوباره آمد و این عمل را تا سه مرتبه تکرار کرد و در هر مرتبه پیامبر (ص) برمى‏‌خاست و سخن نمى‌‏گفت تا مرتبه چهارم شد و وى‏ گوشه‌‏اى از لباس آن حضرت را قطع کرد و رفت. مردم به او گفتند چرا پیامبر را سه مرتبه از جاى خود حرکت دادى و چیزى به او نگفتى، حاجت تو چه بود؟ او گفت در منزل ما مریض هست، مرا فرستادند تا قطعه‌‏اى از پیراهن او را براى استشفا بگیریم. ولى من حیا کردم که از لباس آن حضرت در حالى که نگاه مى‏‌کند، چیزى جدا کنم. امّا در دفعه چهارم ‏پشت سر پیامبر به طرف من بود و من توانستم از لباس وى قطعه‌‏اى جدا کنم.[24]

3. جنگ روانى در سیره تبلیغى پیامبر (ص)

جنگ روانى، استفاده دقیق و طراحى شده از تبلیغات و دیگر اعمالى است که منظور اصلی آن تأثیرگذارى بر عقاید، احساسات، تمایلات و رفتار دشمن، گروه بى‌‏طرف و یا گروه‌‌های‏ دوست است.[25]

خداوند در قرآن به شیوه‌‏هاى مثبت جنگ روانى هم‌چون تحقیر دشمن، ایجاد ترس در دل آنان، روحیه دادن به مسلمانان، مبارزه با شایعه و... اشاراتى کرده است. به عنوان مثال ‏بعد از شکست مسلمانان در جنگ احد و بدر، مشرکان مکه هم‌‌پیمان شدند تا در اقدامى ‏هماهنگ، مسلمانان را به کلى از میان بردارند. اما خداوند متعال با نزول آیه زیر روحیه آنان را در هم ریخت و فرمود:

«قُل لِلَّذِینَ کَفَرُوا سَتُغْلَبُونَ وَتُحْشَرُونَ إِلى جَهَنَّمَ وَبِئْسَ الْمِهَادُ»

به کافران بگو به زودى شکست مى‏‌خورند و در روز قیامت به جهنم رهسپار خواهند شد و چه‏ بد جایگاهی است»![26]

پس از نزول این آیه طولى نکشید که یهودیان مدینه و بت‌‌پرستان مکه شکست خوردند.

رسول گرامى اسلام (ص) نیز در رویارویى نظامى با دشمن بارها از عملیات روانى ‏مثبت استفاده کرده است. به عنوان مثال همین که متوجه شد دشمن قصد حمله به مدینه را دارد، به سوى دشمن مى‏‌شتافت و با امداد از غیب، گاهى شکست دشمن و پیروزى مسلمانان را پیش‌‌گویى مى‌‏نمود. چند ساعتى از شکست مسلمانان در احد نگذشته بود که پیامبر اکرم (ص) متوجه شد دشمن از میان راه برگشته و با حمله به مدینه مى‌‏خواهد کار را یکسره کند. حضرت دستور آماده‌‌باش داد و مسلمانان با بدن‏‌هاى زخمى به سوى دشمن حرکت مى‌‏کردند. چون به حمراء‌‌الاسد رسیدند، پیامبر دستور داد افراد در طول روز هیزم جمع کنند و چون‏ شب فرا رسید، در پانصد نقطه، آتش افروخت. سرانجام خبر آمادگى سپاهیان اسلام و تصور نیروى زیاد بر اثر آتش‌‌‌هایی که افروخته شد، دشمن را از تعرض باز داشت. بنابراین ‏از روش‌‌هایی که همواره دشمنان در مقابل پیام‌‏آوران الهى جهت ایجاد شک و دو دلى و مانند آن به کار مى‌‌‌‏بردند، پیامبر با راه‌کار مناسب نه تنها توطئه آنان را خنثى فرمود، بلکه توانست ‏رعب و وحشت را به اردوگاه دشمن هدایت نماید.

اکنون به لحاظ اهمیت جنگ روانى، شایسته است پیام‌‏گزاران به چند نکته توجه نمایند:

1. سعى شود اهداف دشمن در عملیات روانى را شناخته و با آن مقابله شود.

2. دشمن در عملیات روانى معمولاً منافقانه وارد عمل مى‌‏شود و اقدام به مردم‏ فریبى‏ مى‌‏کند. لذا چهره او و عواملش به مردم معرفى شود. امروز امریکا و بعضى از متحدان اروپایى از این حربه استفاده‏‌هاى ناروایى نموده‌‏اند. خوب است مردم را در این‏ مسیر آگاه سازیم.

3. یکى از مهم‌‏ترین شگردهاى دشمن، ایجاد یأس و بدبینى در میان مردم است. باید مردم را امیدوار کرده و به خوبى‌‏ها و کارهاى مثبت انجام شده توجه دهیم.

4. هر چه بیشتر، ایمانِ به خدا و امدادهاى غیبى را در مردم تقویت کنیم.

5. شگردهاى جنگ روانى دشمن را براى مردم برملا سازیم.

ادامه دارد....

منابع:

[1] - دائره‌المعارف علوم اجتماعی، شماره 577، دکتر ساروخانی، مؤسسه کیهان، سال70.

[2] - قرآن کریم، سوره مائده، آیه99.

[3] - قرآن کریم، سوره نمل، آیه125.

[4] - محمدتقی رهبر، پژوهشی در تبلیغ، ص80.

[5] - قرآن کریم، سوره نحل، آیه36.

[6] - قرآن کریم، سوره مؤمنون، آیه115.

[7] - قرآن کریم، سوره انفال، آیه24.

[8] - قرآن کریم، سوره احزاب، آیات45 – 46.

[9] - دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه.

[10] - قرآن کریم، سوره احزاب، آیه39.

[11] - ر. ک تبلیغ دین از منظر دین، حمید نگارش و همکاران.

[12] - فرهنگ و تهاجم فرهنگی، ص394.

[13] - مقدمه‌ای بر جهان‌بینی، مرتضی مطهری، صدرا، بی‌تا، ص148.

[14] - حیات‌الصحابه، ج1، ص73.

[15] - حیات‌الصحابه، ج1، ص74.

[16] - حیات‌الصحابه، ص80.

[17] - حیات‌الصحابه، ص85 ـ86.

[18] - ر. ک. پژوهش در تبلیغ، ص422.

[19] - مفردات راغب، ماده حلم.

[20] - علامه مجلسی، بحارالانوار، ج77، ص133.

[21] - علامه مجلسی، بحارالانوار، ج78، ص269.

[22] - علامه مجلسی، بحارالانوار، ج1، ص117

[23] - علامه مجلسی، بحارالانوار، ج16، ص230.

[24] - علامه مجلسی، بحارالانوار، ص264.

[25] - شیرازی، محمد، جنگ روانی و تبلیغات، ص140.

[26] - قرآن کریم، سوره آل‌عمران، آیه12.

برچسب ها
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: