کد خبر: 86018329
تاریخ انتشار: پنجشنبه 09 دي 1395
خانه » سایت های خبری » فاطر 24 » همچنان ولایت مطلقه را قبول ندارند / راه خودشان را می روند
نسخه چاپی
ارسال به دوستان

به گزارش چی 24 به نقل از فاطر 24:

XyErEUHSQMOm

به گزارش فاطر 24، ولایت فقیه در جامعه اسلامی حکم مغزی را دارد که همه اعضا و جوارح پیکر باید تحت مدیریت و نظر ایشان عمل کنند تا هدف از خلقت و وجود بشری به واقع محقق شود.

همه انبیا و اولیای الهی برای اثبات امر مهم وحدانیت خداوند متعال و اقامه قسط و عدل در جامعه بشری قیام کردند و این هدف وقتی محقق می شود که جامعه تحت مدیریت و تدبیر الهی اداره شود، بدون دخالت مطالبات و هواهای نفسانی که انسان را به انحراف از مسیر الهی و سقوط در ورطه گمراهی مبتلا می کند.

بر اساس استبناط احکام دین اسلام به ویژه مکتب تشیع از دو منبع قرآن و سنت که عقل و اجماع نیز مترتب بر این دو منبع بوده و در صورت تطابق با این دو منبع عظیم و اصیل قابل پذیرش هستند، جامعه دینی نباید خالی از حاکم و ولی الهی که از سوی خدای متعال منتسب یا تایید شده است، باشد و در هر عصر و زمانی فردی مورد تایید الله متعال باید زمام حکومت دینی را به عهده گرفته و امت اسلامی بر اساس رهنمودها و صلاحدید ایشان عمل کنند.

برای اثبات حقانیت ولایت فقیه جامع الشرایط شیعه نص صریح امام معصوم(عج) را در دست دارد که امت را در عصر غیبت کبری به رجوع عالمان و ناقلان حدیث اهل بیت(ع) دعوت فرموده اند و بر اساس همین سند و مدرک علمای تشیع در هر عصر و برهه از زمان فقیه جامع الشرایط را از بین جمیع علمای سرزمین اسلام انتخاب کرده و حکم ایشان را مورد ترجیه قرار می دادند.

سابقه ولایت فقیه و نقش آن پیش از انقلاب

از دوران مشروطه و ایفای نقش علما در عرصه سیاسی و حکومتی کشور به ویژه در دوران پهلوی نقش و حضورعلما برجسته شده و بحث انتخاب ولی فقیه از سوی قشری از مراجع مطرح و با ایستادگی امام راحل(ره) در مبارزه با پهلوی و حمایت همه جانبه مردم و جمعی از علما و فقهای برجسته کشور از ایشان مساله ولایت فقیه و رهبری جامعه به دست عالمی جامع الشرایط تثبیت شد.

فصل الاخطاب

پس از پیروزی انقلاب اسلامی به دست رهبری فقیه و مبارز، در حساس ترین برهه از تاریخ که تمدن غرب و شرق به سمت حذف دین از جایگاه مدنی و اجتماعی بشر می رفت، جایگاه امام و رهبر امت در قانون اساسی کشور تبیین شده و ایشان به عنوان شخص اول جامعه که مسلط بر همه مصالح جامعه دینی هستند، تعریف شدند و مصلحت اندیشی ایشان به عنوان فصل الخطاب در نظام جمهوری اسلامی ایران معین شد.

از آنجایی که هر مکتب، آئین و انقلابی مخالفان خود را دارد انقلاب اسلامی نیز خالی از مخالف و دشمن نبوده و نیست، پیش از پیروزی انقلاب اسلامی گروه هایی که مخالف رژیم سابق بودند بخاطر رسیدن به اهداف خود با انقلاب همراه شده و در مناسب و موقعیت های مختلف در نظام اسلامی برای آنان سهم و جایگاه هایی تعریف شد، اما پس از شیوع خیانت ها و ترور جمعی از بهترین و شاخص ترین چهره های انقلابی به دست چنین گروهک هایی انقلاب چاره ای جز بیرون ریختن این قبیل افراد و جبهه ها از بدنه خود ندیده و جمعی به عنوان مجاهدین خلق، دموکرات و منافق از انقلاب جدا شده و مورد حمایت دشمنان خارجی برای اقدامات خرابکارانه قرار گرفتند.

به مرور انقلاب تکلیف و برنامه خود را در مواجه با مخالفان و منافقان معلوم ساخته و به مانند دشمنان خارجی در مقابل آنان سد دفاعی محکمی ساخت که فرصت هر نوع نفوذ و ضربه زدن را از آنان گرفته و به نوعی انقلاب را در برابر برنامه ها و فتنه های آنان بیمه کرد.

جریان های موذی

از آنجایی که کار شیطان اغواگری است و پیروزی حق را دوام نمی آورد؛ هنگامی که ملت ایران طعم آسودگی خاطر از سوی دشمنان داخلی و خارجی را چشیده و به سمت آرامش حرکت می کرد جریان ها و حرکت های موزی دیگری در کشور سر برآورد که در حین ادعای همراهی با نظام اسلامی بسیار نرم و نامحسوس شروع به تغییر نرم ساختار نظام و امت اسلامی کردند که ترویج اشرافی گری و رقابت بر سر چپاول سرمایه ها و منابع نظام از سوی صاحبان قدرت و فرصت از جمله اقدامات آنان بود.

رهبر معظم انقلاب در این زمینه می فرمایند: « آفت مسئولیت در یک نظامی که متکی به آراء مردم و متکی به ایمان مردم است، این است که مسئولین به فکر رفاه شخصی بیفتند؛ به فکر جمع‌آوری برای خودشان بیفتند؛ در هوس زندگی اشرافی ‌گری، به این در و آن در بزنند؛ این آفت بسیار بزرگی است. امام خودش از این آفت بکلی برکنار ماند و مسئولین کشور را هم بارها توصیه می کردند که به کاخ ‌نشینی و به اشرافی ‌گری تمایل پیدا نکنند، سرگرم مال ‌اندوزی نشوند، با مردم ارتباط نزدیک داشته باشند».

هر چند که امام امت به خوبی وظیفه هدایت و رهبری خود را انجام داده و بارهای بار مسئولان کشور را از خطرات و آفات اشرافی گری که با صفات رذیله طاغوتی گری همراه می شود، پرهیز می دادند، اما با این وجود در عرض چند سال در کشور جریانی خاص بی توجه به توصیه ها و هشدارهای رهبری سر برآورده و تجمل گرایی و تجلی ثروت و قدرت را پیشه خود ساختند که در نتیجه آن اختلاس ها و حیف و میل های وسیعی نسبت به بیت المال رخ داده و محرومان جامعه به فراموشی سپرده شدند.

وقوع این جریان ایجاد نوعی از انحراف درون انقلابی بود که آفت ها و آسیب های آن به دلیل نرم و نامحسوس پیش رفتن چنین جریان هایی در ابتدای امر برای دلسوزان و مومنان حقیقی قابل پیش بینی نبود که برای پیروزی و حفظ این انقلاب از جان، مال و فرزند خود گذشته و سختی های بسیاری را تحمل کرده و می کنند و به همین علت جبهه گیری ها و مقابله های جدی و لازمی با چنین جریان هایی صورت نگرفت تا اینکه دولتی خلاف خواست و تعریف این جریان نرم از جایگاه ریاست و قدرت، به میدان آمده و شروع به مقابله با خط فکری آنان با طرح برنامه های عدالت محورانه ای کرد که برای این جریان چمبره زده بر ثروت و منابع کشور قابل قبول و تحمل نبود.

زمینه چینی ها برای شورش

کشمکش ها و درگیری های لفظی بین دولت نوپا که مخالف پایمال کردن حقوق محرومان و موافق ساده زیستی سران بود با کسانی که از چنین روالی سال ها بود فاصله گرفته و خود را تحفه های جدا بافته جدای از ملت و امت انقلابی و مردم ساده زیست می دیدند، بالا گرفته و تا هنگامه انتخابات دور دوم ریاست جمهوری این فرد یعنی انتخابات خرداد ماه سال 88 ادامه یافت.

در روند کارهای تبلیغاتی و انتخاباتی هجمه ها و نقدهای دو طرف از یکدیگر بالا گرفت و هر دو طرف برای عقب راندن هم تلاش ها و رفتارهایی را به کار بستند که امام خامنه ای در این باره فرمودند: «نامزدهای محترمی که تاکنون نام‌نویسی کرده‌اند و مشغول تبلیغات و اظهاراتی هستند سعی کنند با انصاف عمل کنند. اثبات و نفی‌شان با توجه به حق و صدق باشد. چیزهائی را که انسان می شنود، باور نمی کند که از زبان نامزدها و آن کسانی که دنبال این مسئولیت ها هستند، از روی صدق و صفا خارج شده باشد. گاهی انسان حرف های عجیب و نسبت های عجیبی می شنود. این حرف ها مردم را نگران می کند؛ کسی را هم به گوینده‌ این حرف ها دلبسته و علاقمند نمی کند! نامزدهای محترم توجه داشته باشند اذهان عمومی را تخریب نکنند. این همه نسبت خلاف دادن به این و آن، تخریب کننده‌ اذهان مردم است؛ واقعیت هم ندارد؛ خلاف واقع هم هست. بنده که از همه‌ این آقایان اوضاع کشور را بیشتر می دانم و بهتر خبر دارم، می دانم که بسیاری از این مطالبی که بعنوان انتقاد درباره‌ وضع کشور و وضع اقتصاد و این ها می گویند، خلاف واقع است؛ اشتباه می کنند. ان‌شاءاللَّه اشتباه است».

دعواهای زرگری و افتادن سران قوا و مسئولان فعلی و سابق نظام به جان یکدیگر آتش تفرقه را هر لحظه داغتر کرده و عرصه را برای شیطنت کسانی که به دنبال فرصتی برای لطمه زدن به اصل نظام و انقلاب می گشتند، فراهم کرد. مناظره های زنده تلویزیونی که به خاطر حساسیت موقعیت انتخاباتی عموم ملت ایران و شاید جمیع دشمنان را مخاطب خود ساخته بود، از روال معمول خارج شده و نامزدهای انتخاباتی دولت دهم ایران اسلامی بجای معرفی برنامه ها و راهبردهای خود برای حل معضلات و مشکلات کشور، اقدام به افشاگری و رسوا کردن یکدیگر در ملا عام کرده و تنور را برای یک فتنه رنگین و مخملی حسابی آماده کردند.

هر چند که در این حوادث تقصیر یکی کمتر از دیگری بود و ملت از کسی که صادقانه تر حرف می زد، حمایت کرده و به او رای بیشتر داده و به عنوان رئیس جمهور آینده انتخاب کردند، اما آنچه در دوران تبلیغات انتخاباتی و مناظرات رخ داد زمینه را به سمت عصبانیت رقیب باخته که خود را برای پیروزی از هر راه ممکن آماده کرده بود، فراهم کرد، عصبانیتی که مقدمه اصلی آن همان گرایش به مادیات و تلاش برای زندگی اشرافی سران بود که آنان را در برابر حق و عدالت کم طاقت ساخته و عنان از کف داده و با ادعای دروغین تقلب در انتخابات برای اعتراض به کف خیابان ها ریختند.

مدیریت بحران  توسط رهبری

وقتی دعوای انتخاباتی رقیب باخته عصبانی به کف خیابان ها کشید، مقام معظم رهبری و نهادهای امنیتی آنان را دعوت به خونسردی و تسلیم مدارک ادعایی خود به شورای نگهبان کردند تا از مجرای معقول و قانونی مشکل مورد ادعای آنان حل شود، مدام برای این قبیل افراد فرصت های تسلیم مدارک را تمدید کردند تا شاید از اقدامات غیرمنطقی و ضدامنیتی کشور 80 میلیونی ایران زمین دست برداشته و در برابر قانون و عدالت سر تعظیم و تسلیم فرود آورند.

ولایت گریزی

با گذر زمان و عدم تسلیم سران فتنه در برابر مصلحت اندیشی رهبر دلسوز و فرزانه و قانون اساسی کشور، قند در دل دشمنان میهن آب شده و همه جانبه به جشن و سرور و حمایت از سران فتنه پرداختند، چرا که گمان می کردند با وقوع چنین حادثه ای در ایران لحظه موعود و رویایی خود را برای یکسره کردن قائله انقلاب اسلامی و پیچیدن تومار انقلاب و اسلام به دست آورده اند.

آشوب ها و آشفتگی ها در پایتخت ایران با به خیابان ریختن عده ای افراد خائن، فاسد، خودفروخته و اجیر شده بالا گرفت و دشمنان و مخالفین نظام اسلامی در داخل و در خارج با تمام توان و پتانسیل خود برای ختم قائله انقلاب به میدان آمده و کار از یک اعتراض انتخاباتی به یک انقلاب مخملی تغییر هویت داد و کم کم دیگر شهرهای ایران نیز با تحریک و تلاش دشمنان برای پیوستن به جریان فتنه همراه شدند.

دشمنان نظام و اسلام به خیال خود در یک برنامه ریزی درست و دقیق قصد داشتند که کار را برای همیشه یکسره کنند، اما غافل از اینکه در محاسبات خود و شناخت ملت ایران با وجود تجربه انقلاب و هشت سال دفاع مقدس اشتباه کرده اند، بی گدار به آب زده و یکسر به سمت هدف اصلی خود که حذف اسلامیت از نظام بود رفته و با شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» یا شعار «جمهوری ایرانی» نیت اصلی خود را برای مردمی که گمان می کردند دعوای رخ داده تنها برای مطالبات انتخاباتی است و ادعای تقلب را باور می کردند، روشن کردند.

هجوم به سمت باورها و ارزش های دینی به ویژه حمله به عزاداران سالار شهیدان اباعبدالله الحسین(ع) اشتباهی بود که فتنه گران مرتکب شدند تا به عنوان یک امداد غیبی ملت را از حالت اغما و بیهوشی در برابر دسیسه منحرفان و مخالفان اسلام ناب و حقیقی بیدار کند و در کنار بیانات و روشنگری های مقام معظم رهبری کشور را از بحران و چالش بزرگی نجات دهد.

همچنان راه خودشان را می روند

علی رغم اینکه عده ای معتقدند فتنه گران  اصلاح شده اند و پیوسته حصر آنها را موضوع محافل و مجالس می کنند ولی باید گفت آقایون همچنان ولایت گریزند و نه تنها به قانون اساسی بلکه به منطق الهی نیز پایبند نیستند.

رفتار  و گفتار آنها  و البته اطرافیان شان نیز به گونه ای است که نشانه ای از پذیرش اشتباه در آنها دیده نمی شود .


انتهای پیام / ق

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
طراحی پرتال خبری، توسط پارس نوین