کد خبر: 86857169
تاریخ انتشار: یکشنبه 19 دي 1395
خانه » سایت های خبری » فاطر 24 » پرونده ناتمام سقوط یک هواپیما
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
به مناسبت ششمین سالگرد سقوط هواپیمای بویینگ 277 در ارومیه؛

به گزارش چی 24 به نقل از فاطر 24:

0829898

به گزارش فاطر 24 ، در حالی در سال روز سقوط هواپیمای بویینگ 277 متعلق به ایران ایر قرار داریم که قرار بود این هواپیما  در پایان یک روز برفی عزیزانی را به دامان گرم خانوده هایشان برساند . اما از بد حادثه این پایان خوش نبود و 77 نفر از عزیزانمان به دیدار حق شتافتند.

از لحظه حادثه در 18 دی ماه 89  تا امروز پس از 6 سال فراز و نشیب های  فراوانی مشاهده شده است. اما باید  تصریح نمود این حادثه از پس سال ها هنوز ناکفته های زیادی دارد . از مدیریت پیش از بحران و اشتباهات کوچک  بزرگ در پیش از حادثه تا اشتباهات انسانی در وقوع و البته امداد رسانی و در نهایت اطلاع رسانی و برخورد با حادثه دیدگان و باز ماندگان از جمله موارد مهمی هستند که باید مورد توجه قرار بگیرند و البته درسی برای اتفاقات مشابه در کشور باشند .

چرا حادثه  اتفاق افتاد ؟

شاید یکی از مهمترین سوال در مورد سقوط هواپیمای مسافر بری تهران ارومیه همین  باشد  که به راستی چرا اتفاق افتاد .

سوالی که از سوی مراجع ذی صلاح خصوصا سازمان هواپیمایی هیچ گاه جواب  داده نشد . سکوتی معنا دار که پای مسئولان وقت و البته بعد را به  خون های ریخته شده و حقوق احقاق نشده می کشد .

تنها پاسخی که به افکار عمومی داده شد  گزارش سازمان بازرسی کل کشور بود . سازمانی که مستقیما مسئول پاسخ گویی خصوصا پیش از اعلام سازمان هواپیمایی نبود  . این سازمان عامل انسانی و بدی آب و هوا را دو عامل اصلی معرفی کرد .

در مورد عامل انسانی باید گفت اولا خلبان در اینکه  سعی کرده است با دید کم  و بدون ناوبری مناسب بشیند بزرگترین اشتباه را کرده است . چنانکه دستور العمل ها از لزوم بازگشت  به مبدا در چنین مواردی تاکید دارند .

برخی از کارشناسان عدم دانستن ارتفاع و اشتباه در ارتفاع سنجی را مهمترین دلیل اشتباه خلبان می پندارند . اشتباهی که نقص سیستم یا خطای محاسباتی خلبان ریشه آن بوده است . و این مورد هیچ گاه به جواب قطعی نرسید .

عامل دوم یعنی  بدی آب  و هوا نیز  جای بحث های فراوانی دارد . ابتدا اینکه آیا هواشناسی توانایی پیش بینی را نداشته است ؟ شاید پیش بینی مناسب و البته اعتنا به پیش بینی های هواشناسی توسط خلبان ، مردم و مدیران می توانست از این حادثه جلو گیری کند .

عاملی که دیده نشد

اشتباه مدیریتی هیچ گاه توسط مسئولان پذیرفته نشد . اصولا در کشور مسئولان این اشتباه را نمی پذیرند و در معدود موارد نظیر حادثه قطارسمنان  نیز شخص اشتباهی و کمتر مسئول یا بعضا غیر مسئول  مورد تنبیه و استعفا قرا می گیرد .

چند سوال مطرح است . اینکه چه کسی اجازه انجام این پرواز را داده است . آیا وی از شرایط هواپیما  و آب و هوا اطلاع نداشت ؟ چه کسی هواپیمایی با ضریب ایمنی پایین تر را در این شرایط بحرانی در حالی جایگزین فوکر 100 کرد که این شخص از توانایی هردو هواپیما اطلاع داشت  و چرا  های دیگر.

پس از حادثه

اما بعد از وقوع حادثه اولین گروه امداد نه از امداد گران بلکه از مردم روستا ها و اهالی اطراف بودند  .اتفاقی که طبیعی است . این اتفاق به همگان نشان داد در شرایطی که مردم اولین امداد گران هستند باید دستگاه ها و دولت و سیستم آموزشی کشور آموزش هایی نظیر کمک  های اولیه را فراگیر کند تا در نهایت از میزان خسارات جانی کاسته شود . چرا که اگر مردم اطلاعات کافی در مورد اصول اولیه امداد رسانی را داشتند میزان  کشته شدگان ، مجروحان ، قطع عضو ها و فلج ها این حادثه و موارد  مشابه کمتر می شد.

اطللاع رسانی حلقه مفقوده

در حوادثی از این دست که به سرعت در بین مردم با اخبار ضد و نقیض پخش می شود ،اطلاع رسانی و پاسخ گویی مقام واحد می تواند بسیار گره گشا باشد . چنانکه افراد مختلف به دلایل و طرق مختلف از نحوه حادثه و وضعیت مسافران اطلاعاتی می دادند که مورد نگرانی و سردرگمی و سلب اطمینان عمومی مردم می شد به گونه ای که شایعه ها مقام جولان   را پیدا کردند و دوباره خواهند کرد . حلقه مفقوده ای که هنوز هم پای لنگ حوادث مختلف است . مردم را در حالت تعلیق منفی قرار می دهد.

هر چند که عملکرد بسیار ضعیف همه مسئولان تراز اول مرتبط همواره موجب ناراحتی افکار عمومی است . روزگاری بهبهانی بد عمل کرد امروز هم آخوندی بد عمل می کند. بهبانی 23 روز بعد  استیضاح شد و از سمت خود خلع شد.

پس از بهبودی

قسمت منفی و کثیف حادثه زمانی اتفاق می افتد که دستگاه های پاسخ گو که باید به وظیفه خود عمل کنند کوتاهی میکنند . برخی از این دستگاه ها و عوامل انها در نهایت بی شرمی نه تنها تلاش کردند تا حادثه را مخفی کنند بلکه با انواع روش ها کوشش کردند که  صدایی از کسی بر نیاید . یکی از افراد می گفت " من مامور کاهش خسارات ایران ایر بودم در حالی که خودم از این حادثه متضرر شدم. وعده و وعیدها از یادها رفتند، سانحه تمام شد، نیروها عوض شد، مدیریت ها دیگر یادشان نیست که ما چه کسانی هستیم و بودیم... هیچ جا خبری از آن سقوط نیست."

برخی از عدم پرداخت دیه و غرامت می نالند و برخی از سنگ اندازی ها اما طبیعی است که همه انها از عدم پاسخ گویی  مسئولان خشمگین هستند

پس از سال ها

اکنون که چندین سال از ان حادثه دلخراش می گذرد  باید گفت هنوز زخم ها درمان نیافته اند و خاطرات هنوز فراموش نشده اند . چشم ها هنوز در غم از دست دادن فرزندان و مادران و پدران و کودکان گریان است  و هنوز کسی نگفته است که به واقع چرا ؟

راه حل

باید تصریح کرد که کشور در تحریمی ظالمانه است و این تحریم در صنعت هوایی به خوبی مشهود است چنانکه برجام هم علی رغم وعده های فراوان  و بازی های تبلیغاتی نتوانست  گره از این خباثت دشمن باز کند . امروز بر همه مسلم است که غربی ها اجازه نوسازی ناوگان هواپیمایی را با هواپیما ها و سیستم های بروز نخواهند داد اما چاره چیسست ؟

چاره کار اما در اعتماد به نسل جوان تحصیلکرده کشور است . مسئولان باید همت بکنند  و با حرکتی جهادی در عرصه علم و اقتصاد وابستگی کشور را در این زمینه کاسته و در بلند مدت از بین ببرند . چنانکه این اعتماد توانسته در بخش تعمیر توان کشور را ارتقا ببخشد .

مسلم است که کشوری که توان تولید انواع سلا ح ها و دستیابی موفقیت در حوزه های علمی متنوع را داشته باشد می تواند نیاز به هواپیما را هم در کشور  برطرف نماید . اما باید پرسید آیا مسئولان توجه  خواهند کرد ؟ آیا از غرب رو بر می گرادنند؟ و آیا ما  می توانیم را باور خواهند کرد ؟


انتهای پیام / ص

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
طراحی پرتال خبری، توسط پارس نوین